تبليغاتX
iran environmental economics
بانك اطلاعات اقتصاد محيط زيست ايران

تنظیم مواد و اقتصاد محیط زیست نشان می‌دهد که اقتصاد و محیط زیست، از طريق دو جریان با يكديگر در ارتباط هستند. منابع تجدیدپذیر و پایان‌پذیر در حال حرکت از محیط زیست به سوی اقتصاد هستند و از سوی دیگر، اغلب پسماندهای محصولات که به وسیله ی فعالیت های اقتصادی تولید می‌شوند، در حال حرکت از اقتصاد به محیط زیست هستند.

هنگامی که جریانات مواد و ضایعات از ظرفیت و قابلیت واقعی محیط تجاوز می‌کند، ظرفیت منابع طبیعی و زیست‌محیطی کاهش می‌یابد. جریان سريع منابع پایان پذیر به درون چرخه اقتصادی این خطر را به وجود می آورد که ذخیره منابع پایان‌‌پذیر ممکن است سریعتر تمام شود.

هنگامی که جریان منابع تجدیدپذیر نیز به سوی چرخه اقتصادی، از نرخ تجدید و احیا این منابع تجاوز می‌کند باعث کم شدن بهره‌وری منابع می‌شود و احتمال انقراض آن افزایش می‌یابد.

انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، احتمال فرسایش منابع طبیعی را افزایش می‌دهد، کاهش و فرسایش سریع منابع پایان‌پذیر باعث افزایش یافتن بهره‌برداری منابع تجدیدپذیر خواهد شد و همچنین افزایش انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، عموماً نشان‌دهنده‌ی این است که اقتصاد به سوی وابستگی بیشتر به سوی محیط زیست در حرکت است.

از آنجا كه مقیاس‌های سنتی اندازه‌گیری کارایی اقتصادی، تغییرات در اندازه‌ي منابع طبیعی و زیست‌محیطی را مورد محاسبه قرار نمی‌دهند، این مقیاس‌ها، مقیاس‌های ضعیفی جهت اندازه‌گیری پایداری بلندمدت اقتصاد می باشند. حسابداری منابع طبیعی و محیط زیست، ناکارایی مقیاس‌های سنتی در اندازه‌گیری کارایی اقتصاد را به وسیله‌ی محاسبه‌ی تغییرات ذخایر منابع طبیعی اصلاح می‌کند.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:16  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

پيرس و اتکينسون در سال 1993 براي فراهم نمودن يک شاخص پايداري دست به آزمايشات و محاسبات آماري مختلفی زدند در اين تلاشها يک تغييرات وسيعي در ارزشهاي سرمايه جاري را براي چند کشور منتخب را مورد مقايسه قرار دادند. در این بررسیها، مقدار تقاضاي پس‌انداز ملي و استهلاک سرمايه‌هاي طبيعي و انسان‌ساخت (که به صورت بخشي از توليد ناخالص ملي بيان شده‌اند) را اندازه‌گيري کردند. نتيجه عددي که به صورت Z نشان داده شده است، معيار اندازه‌گيري توسعه پايدار است. نتايج اين آزمون نشان مي دهد که اگر Z مثبت باشد، توسعه پايدار است و اگر Z منفي باشد توسعه پايدار نيست و اگر Z برابر صفر باشد، اقتصاد در مرز پايداري قرار گرفته است.

 آزمون توسعه پايدار (شاخص پايداري)

کشور                            محاسبه شاخص پايداري

اقتصادهاي پايدار               Z=        -δN/Y                  -δM/Y         S/Y      

برزيل                            20                   7                   10                3+

کاستاريکا                        26                   3                   8                 15+

آلمان                            26                   12                  4                 10+

ژاپن                             33                   14                  2                 17+

                                                                                                

اقتصادهاي در مرز پايداري                                                                 

مکزيک                          24                   12                  12              0

انگلستان                        18                   12                  6                 0

                                                                                                

اقتصادهاي ناپايدار                                                                           

مالي                             4-                   4                   6                 14-

بورکينافاسو                      2                     1                   10                9-

S= پس‌انداز ناخالص داخلي Y              = توليد ناخالص داخلي Z  = شاخص پايداری

 =δM مقدار استهلاک سرمايه انسان‌ساخت δN  = مقدار استهلاک سرمايه طبيعي

 با مطالعه جدول بالا اگر ژاپن را به عنوان کشوري که داراي بالاترين ميزان شاخص پايداري مي‌باشد، مورد بررسي قرار دهيم مشاهده مي‌كنيم كه ژاپن در اين مقياس داراي بهترين رتبه در بين ساير کشورهاي می‌باشد واين نتيجه مناسب براي اين کشور شايد به خاطر نرخ پس‌انداز بالا و سرمايه‌گذاري بالا در ساختمانها، ماشين‌آلات و جاده‌ها براي اين اقتصاد باشد. اگرچه واردات ژاپن در منابعي مانند نفت، زغال‌سنگ و مواد معدني زياد است، ولي امتياز بالا در «سرمايه گذاري خالص» مي تواند جايگزيني براي آن کمبودها باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:13  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

6- هزینه ها در سطح ملی

سؤال معمول این است که در یک دوره زمانی، چه هزینه هایی به سبب اعمال و اجرای مقررات محیط زیستی، به یک کشور تحمیل می شود؟ برخی اوقات، تمرکز روی کلیت قوانینی است که وضع می شوند و گاهی هم تمرکز روی قوانین خاص و ویژه ای است که هیچگاه اثرات وسیع روی یک اقتصاد ملی نخواهند داشت، مانند برنامه کاهش انتشار CO2.

 

نکته این است که این هزینه ها چه اثری روی اقتصاد ملی خواهند داشت؟ بنگاهها از منابع طبیعی، نیروی کار، سرمایه و دیگر عوامل تولید استفاده می کنند و آنها را به محصول تبدیل می نمایند. حال اگر قوانینی وضع شوند، بنگاهها باید مقداری از منابع خود را به کاهش آلودگی اختصاص دهند. همین مسئله باعث کاهش محصول می شود، اما به چه میزان؟ قوانین محیط زیستی، 2 اثر دارند:

1-    اثرات کوتاه مدت

2-    اثرات بلندمدت

در کوتاه مدت به علت اختصاص دادن هزینه ها به وسایل کنترل آلودگی، هزینه ها افزایش می یابند. حال اگر ما به سادگی کل هزینه های کنترل آلودگی را که توسط همه بنگاههای صنعت ایجاد می شوند، با هم جمع کنیم، ممکن است که به تصویر صحیحی از اینکه این کنترلها چگونه روی اقتصاد اثر می گذارند، دست نیابیم. هزینه های کارخانه، تجهیزات، نیروی کار و دیگر نهاده ها برای کاهش انتشار آلودگی می تواند بخشهای دیگر اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد که این بخشها لزوماً به شکل مستقیم تحت پوشش قوانین محیط زیستی وضع شده قرار نمی گیرند. بنابراین اگر می خواهیم تصویر کاملی از هزینه ها داشته باشیم، باید این کنشهای درونی اقتصاد کلان را نیز در نظر بگیریم.

کاهش آلودگی یک صنعت، منجر به افزایش تقاضا در صنعت کنترل آلودگی می شود. به عنوان مثال، تقاضا در بخش ساختمان و ساخت و ساز را افزایش می دهد. مسئله بعدی قیمت است. با افزایش کنترل آلودگی، قیمت برخی از کالاها افزایش می یابد و بنابراین تقاضا برای آن کالاها افزایش می یابد. لذا محصول این بخشها کاهش می یابد و در نتیجه هزینه تولید کاهش می یابد. اشتغال کل نیز از هزینه های کنترل آلودگی اثر می پذیرد. تغییر دادن تولید به سمت تولید ابزار کنترل آلودگی، باعث می شود نیاز به اشتغال در بخشهایی که محصول تجاری تولید می کنند، کاهش یابد. از سوی دیگر، اشتغال در صنعت کنترل آلودگی افزایش می یابد. بنابراین، بدون وجود یک مدل اقتصاد کلان که دارای یک مبنای فلسفی باشد، نمی توان به نتیجه خالص و صحیح رسید.

در بلندمدت، کنشهای درونی اقتصاد کلان بسیار پیچیده تر هستند. تغییر بلندمدت اقتصادی رشد یا کاهش- مسئله ای است که مربوط به انباشت سرمایه، سرمایه انسانی و سرمایه مادی، می باشد. این تغییر اقتصادی بستگی به تغییر تکنیکی دارد، یعنی کسب مقدار بیشتر محصول از یک مقدار نهاده داده شده و معین. بنابراین، یک سؤال مهم این است که قانون محیط زیستی چگونه روی انباشت سرمایه و نرخ ابداع تکنیکی اثر می گذارد؟ انحراف نهاده از بخش سنتی و قدیمی به بخش کنترل آلودگی می تواند نرخ انباشت سرمایه در این بخش را کاهش دهد. در نتیجه رشد بهره وری در این بخشها را کاهش دهد و لذا منجر به کاهش نرخ رشد سراسری و کلی شود.

اثرات وضع قوانین روی نرخ ابداع تکنیکی در اقتصاد شاید از این هم مبهم تر باشد. هرچند که برخی از افراد گمان می کنند که تلاش برای کاهش آلودگی می تواند یک اثر مثبت روی نرخ کلی ابداع تکنیکی داشته باشد، اما همانطور که قبلاً خاطرنشان شد، اگر تلاش برای ابداع در زمینه کنترل آلودگی، تلاش برای کار در بخشهای دیگر را کاهش دهد، اثر روی رشد آینده اقتصاد می تواند منفی باشد.

روش استاندارد برای یافتن این روابط، مدلسازی اقتصاد کلان است. سؤال اساسی این است که آیا هزینه های کنترل آلودگی، روی کاهش کارایی درآمد ملی اثر می گذارند و اگر جواب مثبت است، این اثر چقدر است؟ ابتدا یک مدل ریاضی با استفاده از متغیرهای مختلف اقتصادی مانند محصول کل (که می تواند به چندین زیربخش اقتصادی تقسیم شود)، اشتغال، سرمایه گذاری، قیمتها، هزینه های کنترل آلودگی و نظایر آن ساخته می شود و سپس مدل با استفاده از داده های سری زمانی ران می شود و این مسئله بررسی می شود که چگونه متغیرهای اقتصادی روی رشد اقتصادی اثر می گذارند. سپس هزینه های کنترل آلودگی نیز به متغیرها اضافه می شوند و اثر این هزینه ها روی رشد محصول بررسی می شوند. اختلاف به دست آمده، مربوط به هزینه های کنترل آلودگی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:2  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

5-6- تعدیلات بلندمدت

گاهی لازم است که برای برآورد هزینه اثر مقررات کنترل انتشار آلودگی را روی یک گروه از شرکتهای موجود در صنعت که به کار کردن در آینده ادامه می دهند، پیش بینی کنیم. اما در بسیاری از موارد، مقررات محیط زیستی می تواند روی ساختار صنعت یعنی روی تعداد و اندازه بنگاهها، اثرات بلندمدت داشته باشد. بنابراین، پیش بینی بلندمدت نیازمند این است که این تغییرات ساختاری به درستی پیش بینی شوند.

یک مثال خوب در این مورد، صنعت هواپیمایی است. میزان صدایی که توسط هواپیماهای مختلف ایجاد می شوند، بستگی به روشهایی دارند که موتور آنها طراحی می شوند. هواپیماهای نسل اول (707، DC8، BAC III) بسیار پر سروصدا بودند. هواپیماهای نسل دوم (727، DC9)، صدای کمتری داشتند. هواپیماهای نسل سوم (767، 777) به طور قابل ملاحظه ای صدای کم داشتند. هواپیماهای نسل دوم برای عمر مفید حدود 20 سال طراحی شده بودند و آخرین آنها در سال 1988 ساخته شد. بنابراین، این هواپیماها به خوبی تا قرن آینده (قرن بیستم) پرواز خواهند کرد. شاید مفید به نظر برسد که نیاز به هواپیماها خیلی سریعتر از آنکه هواپیماهای نسل III خودشان ایجاد شوند، به سمت این نوع از هواپیماها تغییر کند. این مسئله باعث کاهش آلودگی صوتی به میزان بسیار زیاد می شود. ولی اگر به سبب وضع قوانین، هواپیماهای نسل II عمر کوتاهتری پیدا کنند، این مسئله، کار را برای بنگاههای هواپیمایی جدید از جهت شروع کار و رقابت با بنگاههای هواپیمایی بزرگی که در صنعت هواپیمایی وجود دارند، بسیار مشکلتر می کند. علت آن این است که بنگاههای هواپیمایی جدید، معمولاً کار خود را با هواپیماهای ارزانتر و قدیمی تر شروع می کنند. این مسئله، در عوض، هزینه های کل ثابت آنها برای شروع کار را کاهش می دهد. اگر این هواپیماهای قدیمی تر، دیگر به آسانی در دسترس نباشند، روی شرایط رقابت در صنعت هواپیمایی، اثر منفی می گذارد.

اثر بلندمدت مهم دیگر، روی تغییرات تکنولوژیکی در صنعتی است که به واسطه ابزار کنترل آلودگی، تحت تأثیر قرار گرفته است. هنگامی که بنگاهها با نیازهای کاهش انتشار آلودگی مواجه می شوند، انگیزه پیدا می کنند که سراغ تحقیق و توسعه (R&D) بروند تا بتوانند ابزار کنترل آلودگی بهتری را بیابند. افزایش در R&D می تواند به کاهش هزینه ها در آینده (بلندمدت) منجر شود. البته در ابتدای کار، هزینه های کوتاه مدت به سبب فعالیت R&D افزایش می یابد، ولی این هزینه ها، هزینه فرصت درست و حقیقی نیست، بلکه در بلندمدت، هزینه های بنگاه به خاطر یافتن ابزار و تکنولوژیهای جدید کاهش می یابد و همین، هزینه فرصت صحیح این مقررات و قوانین می باشد.

موفقیت در هر تلاش برای ابداع در تکنولوژیهای کنترل آلودگی، بستگی حیاتی به سلامت اقتصادی صنعت زیست فناوری(۱) دارد. این صنعت، صنعتی است که ابزار کنترل آلودگی را تولید می کند یا اینکه خودشان خدمات پاکسازی محیط زیست را انجام می دهند، مانند پاکسازی آلودگی های خطرناک از محل تلمبار زباله. رشد این صنعت در طول زمان می تواند هزینه های نهایی را در بلندمدت کاهش دهد.    



 Envirotech Industry(۱)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:59  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

 5-1- منابع و مآخذ داده های هزینه

داده های لازم برای برآورد هزینه بنگاهها را چگونه می توان به دست آورد؟ بسیاری از داده های اصلی توسط بررسیهای هزینه(۱) بنگاههای موجود تولید می شود. در عمل، برای بنگاهها پرسشنامه فرستاده می شود و از آنها خواسته می شود که در مورد تعداد کارکنان، فرایندهایی مورد استفاده، هزینه های انرژی و مواد اولیه و مانند آن، اطلاعات خود را عرضه کنند. از طریق این پرسشنامه ها و جزئیات مطرح شده در آنها، محققان می توانند شرایط هزینه ای یک صنعت را برآورد کنند و تخمین بزنند که این هزینه ها چگونه در مقابل قوانین محیط زیستی اثر می پذیرند.

نکته لازم به ذکر این است که داده های سری زمانی گذشته را بهتر از داده های آینده تحت شرایط وجود قوانین جدید می توان بدست آورد. داده های سری زمانی گذشته ممکن است یک راهنمای خوبی برای آینده نباشد، خصوصاً به این علت که مقررات محیط زیستی، شرکتها را با وضعیتهای کاملاً بدیع و جدید مواجه می کند و لذا پیش بینی آینده بسیار سخت و مشکل است.

 5-2- غلط جلوه دادن هزینه ها(۲)

بنگاهها ممکن است که در هزینه هایی را که به آنها تحمیل می شود، غلو کنند و آنها را بیشتر از حد جلوه دهند و لذا آژانسهای محیط زیستی را مجبور کنند و به آنها بقبولانند که قوانین ضعیفتری را وضع کنند.

 5-3- هزینه های کنترل آلودگی واقعی در مقابل هزینه های کنترل آلودگی حداقل

ما هزینه هایی را که به واسطه وضع قوانین به یک بنگاه تحمیل می شود، اندازه گیری می کنیم، اما آیا این هزینه ها، حداقل هزینه ها برای رسیدن به آن چیزی هستند که قوانین می خواهند؟ این نکته بسیار مهمی است، زیرا برای رسیدن به سطح کارای انتشار یا کیفیت محیط، باید تبادلی میان هزینه کاهش انتشار و خسارات محیط زیستی وجود داشته باشد. اگر هزینه های کاهش انتشار که برای سطح کارا تعریف شده است، بیشتر از آن چیزی باشد که لازم است باشد، ما فقط به یک نتیجه کارای کاذب(۳)رسیده ایم.

ولی معمولاً اینگونه نیست، یعنی ما به کارایی نمی رسیم. بلکه در بیشتر اوقات، هزینه های واقعی وجود دارند. زیرا اگر بخواهیم به حداقل هزینه ها دست یابیم، باید اصل مساوی بودن هزینه ها و درآمدهای نهایی برقرار باشد، در صورتی که مقررات محیط زیستی اغلب با این مسئله مخالفند. زیرا بنگاهها را مجبور می کنند که منابع خاص یا تکنولوژی کنترل آلودگی را به کار ببرند و این مسئله نیازمند انجام تصمیمات خاص و ویژه است. بنابراین، این مسائل باعث می شود که هزینه های بنگاه، حداقل نباشند.

 


(۱) Cost Surveys

(۲) Misrepresentation of Costs

(۳) Pseudo-Efficient

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:26  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

 از اینکه مدتی تاخیر پیش اومد٬ واقعا شرمنده ایم. همه بچه ها درگیر امتحانات و پروپزال برای پایان نامه بودیم و فرصت نکردیم وبلاگ رو به روز کنیم. ما رو ببخشید. از همه دوستانی که لطف کردند و در نظرخواهی ما شرکت کردند٬ صمیمانه متشکریم. این آخرین باریه که این نظرخواهی رو می ذاریم. امیدواریم که دوستانی که شرکت نکردن٬ به ما لطف کنن و شرکت کنن. یه سری انتقاد به کار ما بود که بعضی از دوستان به ما متذکر شدن. انشاء الله نتیجه به دست آمده از نظرخواهی و همه انتقادات و پیشنهادات دوستان رو بعد از این نظرخواهی آخر روی وبلاگ قرار می دیم.

ممنون و متشکر

متن سوال:

ماهیانه چقدر حاضرید برای محافظت از دلفینهای خلیج فارس و دریای عمان بپردازید؟ فرض می کنیم که سازمان محیط زیست یا هر سازمان خصوصی دیگر مسوول، می تواند این هزینه را از طریق مالیاتهای محیط زیستی یا روشهای دیگر از شما دریافت نماید. (بیان این روش تنها به این جهت است که بتوانیم شما را در موقعیت مناسب برای تصمیم گیری قرار دهیم)

۱- ۰ تومان

۲- ۲۵۰ تومان

۳- ۵۰۰ تومان

۴- ۷۵۰ تومان

۵- ۱۰۰۰ تومان

۶- بیشتر از ۱۰۰۰ تومان

لطفا در صورت امکان سطح تحطیلات، سن و مقدار تقریبی درآمد ماهیانه خود را نیز بیان نمایید. چون برای تحلیل نتایج بسیار لازم است. (اسم شما در نظرخواهی اصلا مهم نیست، حتی می توانید به طور خصوصی نظر بگذارید)

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:43  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

3- هزینه های ابزارها و ماشین آلات منحصر به فرد و تکی (۱)

شاید ساده ترین نوع تحلیل هزینه، پیش بینی هزینه برای یک پروژه مهندسی تکی است. انواع بسیاری از برنامه های کیفیت محیط زیستی وجود دارند که عموماً مستلزم پشتبانی و ساخت ابزارهای فیزیکی مانند ماشین آلات عمومی پاکسازی آلودگی های آب است که در دهه های گذشته، میلیونها دلار روی آن هزینه شده است. مثالهای دیگر شامل پروژه های کنترل سیل، ماشین آلات مدیریت آلودگی های جامد و دستگاههای سوزاندن زباله های خطرناک می باشند.

پروژه هایی از این نوع، معمولاً تکی و منحصر به فرد هستند، البته آنها مانند بسیاری از پروژه های دیگر اهدافی دارند و از تکنولوژی استفاده می کنند. برای برآورد هزینه این پروژه ها، روی خصوصیات مهندسی و تکنیکی آنها تأکید می شود و از تجربه پروژه هایی که شبیه آنها بوده اند و این ابزار را به کار برده اند، استفاده می شود. 

 4- هزینه های قوانین محلی و منطقه ای(۲)

قوانین محیط زیستی اغلب در سطح محلی و منطقه ای اعمال می شوند و روی بنگاههای در سطح محلی و منطقه ای اثر می گذارند. اغلب در اقتصاد سیاسی کنترل آلودگی، همین ترس از اثرات محلی است که مجامع ذیربط را از تصویب قوانین منصرف می کند. در سطح منطقه ای، ترس بابت از دست دادن دستمزدها و منافع و در نتیجه زیان بنگاههای دیگر به سبب کوچک شدن بازار محلی، پراهمیت می شود.

اگر مقرراتی وضع شوند که تنها روی یک بنگاه اثر بگذارد و اقتصاد نیز در نزدیک به شرایط اشتغال کامل باشد، تعدیل منابع، تضمین می کند که هزینه فرصت اجتماعی کوچک و کم است، زیرا محدود به هزینه های واقعی انجام تعدیلات است. (یعنی تعدیل منابع باعث می شود که هزینه فرصت کوچک باشد). البته از نقطه نظر بنگاه، این هزینه ها زیاد هستند، زیرا بنگاه، درآمد محلی را به سبب افزایش هزینه تولید از دست می دهد.

 5- هزینه های قانونگذاری در صنعت    

هنگامی که قوانین و مقررات به یک صنعت تحمیل می شوند، نتایج مانند قبل نیست. هزینه های بالاتر تولید برای یک صنعت، هزینه های فرصت اجتماعی صحیحتر و واقعی تری هستند، زیرا بنگاههای یک صنعت، نیازمند منابع اضافه تری هستند که این منابع می توانست جای دیگر استفاده شود. ولی وقتی با کل صنعت سروکار داریم، نمی توانیم این فرض را بپذیریم که تولید یک بنگاه به سادگی توسط بنگاههای دیگر کسب می شود. (یعنی نمی توانیم مانند حالت قبل، فرض کنیم که وضع قوانین باعث می شود که تولید یک بنگاه کاهش می یابد و به همین سبب تولید بنگاههای دیگر افزایش می یابد).

فرض کنید که ابتدا رویکرد استاندارد را برای برآورد هزینه های اضافه شده تولید در یک صنعت را در نظر بگیریم، یعنی اندازه گیری هزینه های اضافی(۳) که صنعت باید به سبب پذیرش قوانین محیط زیستی بپردازد. برآورد هزینه در این مورد نیازمند آن است که تحلیلگر پیش بینی کند که آلوده کننده ها چگونه به قوانین محیط زیستی عکس العمل نشان می دهند و هزینه های این واکنش را برآورد نماید. اگر قوانین خیلی خاص و ویژه باشند، به عنوان مثال، نیاز به اینکه یک صنعت، یک قطعه معین از ابزار کنترل آلودگی را نصب کند یا اینکه کشاورزان آزمایشات کشت و زرع معینی را برای جلوگیری از فرسایش خاک انجام دهند، در اینصورت برآورد هزینه ها ممکن است منصفانه و صادقانه باشد. اما اگر قوانین، به آلوده کننده ها آزادی عمل قابل ملاحظه ای در انجام مسؤولیتهایشان بدهد (یعنی قوانین انعطاف پذیر باشند)، شاید بسیار سخت تر باشد که پیش بینی کنیم این آلوده کننده ها چه کاری انجام خواهند داد و بنابراین، هزینه های آنها چه مقدار خواهد بود.



(۱) Single Facilities

(۲) Costs of Local Regulation

(۳) Added Expenditures

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:36  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

 2-3- هزینه های اجرا و اعمال (قوانین)

قوانین محیط زیستی، خودشان اجرا نمی شوند، یعنی ضمانت اجرایی ندارند. منابع بسیاری باید صرف شوند تا رفتارهای بنگاهها، آژانسها و افراد را در قبال مقررات، کنترل و تنظیم کنند و متخلفان را شناسایی نموده و جریمه نمایند. ابزارهای عمومی محیط زیستی، مانند ماشین آلات کاهش آلودگی آب و زباله سوز ها، باید کنترل شوند که آیا به درستی کار می کنند.

یک کاربرد مهم از ایده هزینه فرصت، در پدیده اجرا و تحمیل قوانین، وجود دارد. بسیاری از قوانین محیط زیستی توسط آژانسهایی اجرا می شوند که بودجه های اجرا و اعمال قوانین آنها، به شکل شدید و اکید با مسئولیتهای اجرایی آنها سازگار و منطبق نشده است. بنابراین، در همان زمانی که قوانین محیط زیستی تصویب می شوند، این بودجه ها می توانند ثابت باشند یا حتی کاهش یابند. اجرای قوانین جدید ممکن است نیازمند این باشد که آژانس، منابع خود را از اجرای قوانین دیگر به سمت اجرای این قانون سوق دهد.

 2-4- اصل با / بدون   

اصل مهمی وجود دارد که باید در هنگام کار در ذهن داشت. در انجام تحلیل این هزینه-فایده که بنگاهها چگونه به قوانین جدید عکس العمل نشان می دهند، ما می خواهیم که از اصل با / بدون (۱) به جای اصل قبل از / بعد از (۲) استفاده کنیم. در حقیقت ما قصد داریم که تفاوت هزینه های آلوده کننده ها را وقتی که قوانین جدید وجود دارند در مقایسه با آن هزینه ای که آنها در صورت عدم وجود این قوانین خواهند داشت، برآورد کنیم. هزینه های زیر را برای یک بنگاه که با قوانین محیط زیستی مواجه شده است، در نظر بگیرید:

هزینه های تولید برآورد شده:

قبل از وجود قانون                       100 دلار

در آینده بدون وجود قانون              120 دلار

در آینده با وجود قانون                  150 دلار

این اشتباه است که هزینه اضافه شده ناشی از قانون کنترل آلودگی را 50 دلار (تفاوت هزینه در حالت قبل از وجود قانون و حالت با وجود قانون) بدانیم. در اینجا نباید از اصل قبل از / بعد از استفاده کنیم، چون به درستی، هزینه های صحیح وضع قوانین را نشان نمی دهد. علت آن این است که در صورت عدم وجود هر قانون جدید، انتظار می رود که هزینه های تولید افزایش یابد. (به عنوان مثال، افزایش هزینه سوخت که به قوانین محیط زیستی مرتبط نیست) بنابراین، هزینه صحیح قانون، با بکار بردن اصل با / بدون به دست می آید. بنابراین، این هزینه برابر 30 دلار (تفاوت هزینه در حالت آینده با وجود قوانین و حالت آینده بدون وجود قوانین) می باشد. لذا چون پیش بینی آینده مشکل است، استفاده از این اصل نیز بسیار مشکل می باشد.



(۱) With/Whitout Principle

(۲) Before/After Principle

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:58  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

باز هم یه تعداد دیگه از دوستان به ما لطف داشتند و در نظرخواهی ما در مورد ارزش اقتصادی دلفینها شرکت کردند. اما هنوز به آمار بیشتری نیازه. بنابراین، کماکان منتظر دوستان دیگر هستیم که در نظرخواهی ما شرکت کنند. لطفا به دوستانتون هم خبر بدین که به ما لطف کنند و توی این نظرخواهی شرکت کنند. متن کامل نظرخواهی رو می تونین توی مطالب گذشته پیدا کنید. اما الان تنها متن سوال رو اینجا می ذاریم.

ممنون 

متن سوال:

ماهیانه چقدر حاضرید برای محافظت از دلفینهای خلیج فارس و دریای عمان بپردازید؟ فرض می کنیم که سازمان محیط زیست یا هر سازمان خصوصی دیگر مسوول، می تواند این هزینه را از طریق مالیاتهای محیط زیستی یا روشهای دیگر از شما دریافت نماید. (بیان این روش تنها به این جهت است که بتوانیم شما را در موقعیت مناسب برای تصمیم گیری قرار دهیم)

۱- ۰ تومان

۲- ۲۵۰ تومان

۳- ۵۰۰ تومان

۴- ۷۵۰ تومان

۵- ۱۰۰۰ تومان

۶- بیشتر از ۱۰۰۰ تومان

لطفا در صورت امکان سطح تحطیلات، سن و مقدار تقریبی درآمد ماهیانه خود را نیز بیان نمایید. چون برای تحلیل نتایج بسیار لازم است. (اسم شما در نظرخواهی اصلا مهم نیست، حتی می توانید به طور خصوصی نظر بگذارید)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:10  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  | 

2-1- هزینه های محیط زیستی

شاید این تناقض به نظر برسد که برنامه های کنترل محیط زیستی هم می توانند هزینه محیط زیستی داشته باشند، اما این یک حقیقت است. اکثر برنامه های خاص کاهش آلودگی، با این هدف انجام می شوند که تنها آلودگی یک محیط مخصوص مانند هوا یا آب را کاهش دهند. بنابراین، کاهش محیط از آلودگی، ممکن است که آلودگی محیط دیگر را افزایش دهد. به عنوان مثال، کاهش آلودگی رودخانه ها یا کرانه های اقیانوسها، مقادیر زیادی از آلودگی های جامد را باقی می گذارد که باید به نحوی مورد رسیدگی قرار گیرند؛ شاید از طریق پهن کردن آنها روی زمین یا سوزاندن آنها. یا اینکه به عنوان مثال، سوزاندن آلودگی های جامد، باعث انتشار آلودگی در هوا می شود.

مسئله ای که بیان گردید، تنها منبع اثرات محیط زیستی نیست که به واسطه برنامه های بهبود محیط زیستی ایجاد می شوند. ممکن است که اثرات مستقیم نیز وجود داشته باشند. به عنوان مثال، تولید کنندگان بنزین، میزان سرب محصولات خود کاهش می دهند، اما چون مصرف کنندگان کماکان روی کارایی با قدرت بالا اصرار دارند، ترکیبات دیگر را اضافه می کنند که این مسئله منجر به اثرات محیط زیستی بیشتر می شود. به عنوان نمونه ای دیگر، شرکتی را در نظر بگیرید که می خواهد رودخانه ها را از زباله های جامد پاک کند. این شرکت ممکن است با پدیده ای به نام «تلمبار کردن نیمه شب (۱)» -تلمبار کردن غیرقانونی در اطراف رودخانه ها یا در مناطق دور- مواجه شود.

برخی از اثرات محیط زیستی بالقوه را که توسط برنامه ها یا پروژه های عمومی ایجاد می شوند، می توان تخفیف داد. به عبارت دیگر، می توان با طی مراحلی، این اثرات را کاهش داد یا نادیده گرفت. به عنوان مثال، از طریق منابع اجرایی بیشتر می توان جلوی پدیده «تلمبار کردن نیمه شب» را گرفت.

 2-2- بهبودهای بدون هزینه در کیفیت محیط زیست

اغلب، بهبود محیط زیست می تواند با هزینه اجتماعی صفر به دست آید، مگر هزینه های سیاسی ایجاد تغییر مورد نیاز در قوانین یا مقررات عمومی. تقریباً در همه انواع سیستمهای سیاسی، معمولاً برخی از قوانین به جای آنکه در جهت استفاده کارا و اقتصادی از منابع یا دستیابی به توزیع دوباره عادلانه درآمد باشند، ابتدائاً برای منافع یک گروه مشخص در داخل جامعه ایجاد و اعمال می شوند. این قوانین، علاوه بر اینکه درآمد را به گروههایی انتقال می دهد که نسبت به دیگر گروهها مورد لطف و تبعیض قرار گرفته اند، اغلب اثرات محیط زیستی منفی نیز دارند.

مثالهای بسیاری در این مورد وجود دارد. سوبسیدهای کشاورزی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مشوقهایی را برای بهبود و توسعه روشهای تولید مبتنی بر ابزار شیمیایی ایجاد می کند که باعث افزایش محصول و علاوه بر آن، آلودگی بیشتر هوا و منابع آب می شود. کاهش این یارانه های کشاورزی می تواند باعث افزایش درآمد ملی شود و همچنین، اثرات محیط زیستی را کاهش دهد؛ هرچند که اجرای این قانون، وضع کشاورزان را بدتر می کند. 



(۱) Midnight dumping

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:3  توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه  |