|
|
|
|
|
قوانین محیط زیستی، خودشان اجرا نمی شوند، یعنی ضمانت اجرایی ندارند. منابع بسیاری باید صرف شوند تا رفتارهای بنگاهها، آژانسها و افراد را در قبال مقررات، کنترل و تنظیم کنند و متخلفان را شناسایی نموده و جریمه نمایند. ابزارهای عمومی محیط زیستی، مانند ماشین آلات کاهش آلودگی آب و زباله سوز ها، باید کنترل شوند که آیا به درستی کار می کنند. یک کاربرد مهم از ایده هزینه فرصت، در پدیده اجرا و تحمیل قوانین، وجود دارد. بسیاری از قوانین محیط زیستی توسط آژانسهایی اجرا می شوند که بودجه های اجرا و اعمال قوانین آنها، به شکل شدید و اکید با مسئولیتهای اجرایی آنها سازگار و منطبق نشده است. بنابراین، در همان زمانی که قوانین محیط زیستی تصویب می شوند، این بودجه ها می توانند ثابت باشند یا حتی کاهش یابند. اجرای قوانین جدید ممکن است نیازمند این باشد که آژانس، منابع خود را از اجرای قوانین دیگر به سمت اجرای این قانون سوق دهد. اصل مهمی وجود دارد که باید در هنگام کار در ذهن داشت. در انجام تحلیل این هزینه-فایده که بنگاهها چگونه به قوانین جدید عکس العمل نشان می دهند، ما می خواهیم که از اصل با / بدون (۱) به جای اصل قبل از / بعد از (۲) استفاده کنیم. در حقیقت ما قصد داریم که تفاوت هزینه های آلوده کننده ها را وقتی که قوانین جدید وجود دارند در مقایسه با آن هزینه ای که آنها در صورت عدم وجود این قوانین خواهند داشت، برآورد کنیم. هزینه های زیر را برای یک بنگاه که با قوانین محیط زیستی مواجه شده است، در نظر بگیرید: هزینه های تولید برآورد شده: قبل از وجود قانون 100 دلار در آینده بدون وجود قانون 120 دلار در آینده با وجود قانون 150 دلار این اشتباه است که هزینه اضافه شده ناشی از قانون کنترل آلودگی را 50 دلار (تفاوت هزینه در حالت قبل از وجود قانون و حالت با وجود قانون) بدانیم. در اینجا نباید از اصل قبل از / بعد از استفاده کنیم، چون به درستی، هزینه های صحیح وضع قوانین را نشان نمی دهد. علت آن این است که در صورت عدم وجود هر قانون جدید، انتظار می رود که هزینه های تولید افزایش یابد. (به عنوان مثال، افزایش هزینه سوخت که به قوانین محیط زیستی مرتبط نیست) بنابراین، هزینه صحیح قانون، با بکار بردن اصل با / بدون به دست می آید. بنابراین، این هزینه برابر 30 دلار (تفاوت هزینه در حالت آینده با وجود قوانین و حالت آینده بدون وجود قوانین) می باشد. لذا چون پیش بینی آینده مشکل است، استفاده از این اصل نیز بسیار مشکل می باشد. (۱) With/Whitout Principle (۲) Before/After Principle |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:58 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
باز هم یه تعداد دیگه از دوستان به ما لطف داشتند و در نظرخواهی ما در مورد ارزش اقتصادی دلفینها شرکت کردند. اما هنوز به آمار بیشتری نیازه. بنابراین، کماکان منتظر دوستان دیگر هستیم که در نظرخواهی ما شرکت کنند. لطفا به دوستانتون هم خبر بدین که به ما لطف کنند و توی این نظرخواهی شرکت کنند. متن کامل نظرخواهی رو می تونین توی مطالب گذشته پیدا کنید. اما الان تنها متن سوال رو اینجا می ذاریم. ممنون متن سوال: ماهیانه چقدر حاضرید برای محافظت از دلفینهای خلیج فارس و دریای عمان بپردازید؟ فرض می کنیم که سازمان محیط زیست یا هر سازمان خصوصی دیگر مسوول، می تواند این هزینه را از طریق مالیاتهای محیط زیستی یا روشهای دیگر از شما دریافت نماید. (بیان این روش تنها به این جهت است که بتوانیم شما را در موقعیت مناسب برای تصمیم گیری قرار دهیم) ۱- ۰ تومان ۲- ۲۵۰ تومان ۳- ۵۰۰ تومان ۴- ۷۵۰ تومان ۵- ۱۰۰۰ تومان ۶- بیشتر از ۱۰۰۰ تومان لطفا در صورت امکان سطح تحطیلات، سن و مقدار تقریبی درآمد ماهیانه خود را نیز بیان نمایید. چون برای تحلیل نتایج بسیار لازم است. (اسم شما در نظرخواهی اصلا مهم نیست، حتی می توانید به طور خصوصی نظر بگذارید) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:10 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
2-1- هزینه های محیط زیستی شاید این تناقض به نظر برسد که برنامه های کنترل محیط زیستی هم می توانند هزینه محیط زیستی داشته باشند، اما این یک حقیقت است. اکثر برنامه های خاص کاهش آلودگی، با این هدف انجام می شوند که تنها آلودگی یک محیط مخصوص مانند هوا یا آب را کاهش دهند. بنابراین، کاهش محیط از آلودگی، ممکن است که آلودگی محیط دیگر را افزایش دهد. به عنوان مثال، کاهش آلودگی رودخانه ها یا کرانه های اقیانوسها، مقادیر زیادی از آلودگی های جامد را باقی می گذارد که باید به نحوی مورد رسیدگی قرار گیرند؛ شاید از طریق پهن کردن آنها روی زمین یا سوزاندن آنها. یا اینکه به عنوان مثال، سوزاندن آلودگی های جامد، باعث انتشار آلودگی در هوا می شود. مسئله ای که بیان گردید، تنها منبع اثرات محیط زیستی نیست که به واسطه برنامه های بهبود محیط زیستی ایجاد می شوند. ممکن است که اثرات مستقیم نیز وجود داشته باشند. به عنوان مثال، تولید کنندگان بنزین، میزان سرب محصولات خود کاهش می دهند، اما چون مصرف کنندگان کماکان روی کارایی با قدرت بالا اصرار دارند، ترکیبات دیگر را اضافه می کنند که این مسئله منجر به اثرات محیط زیستی بیشتر می شود. به عنوان نمونه ای دیگر، شرکتی را در نظر بگیرید که می خواهد رودخانه ها را از زباله های جامد پاک کند. این شرکت ممکن است با پدیده ای به نام «تلمبار کردن نیمه شب (۱)» -تلمبار کردن غیرقانونی در اطراف رودخانه ها یا در مناطق دور- مواجه شود. برخی از اثرات محیط زیستی بالقوه را که توسط برنامه ها یا پروژه های عمومی ایجاد می شوند، می توان تخفیف داد. به عبارت دیگر، می توان با طی مراحلی، این اثرات را کاهش داد یا نادیده گرفت. به عنوان مثال، از طریق منابع اجرایی بیشتر می توان جلوی پدیده «تلمبار کردن نیمه شب» را گرفت. اغلب، بهبود محیط زیست می تواند با هزینه اجتماعی صفر به دست آید، مگر هزینه های سیاسی ایجاد تغییر مورد نیاز در قوانین یا مقررات عمومی. تقریباً در همه انواع سیستمهای سیاسی، معمولاً برخی از قوانین به جای آنکه در جهت استفاده کارا و اقتصادی از منابع یا دستیابی به توزیع دوباره عادلانه درآمد باشند، ابتدائاً برای منافع یک گروه مشخص در داخل جامعه ایجاد و اعمال می شوند. این قوانین، علاوه بر اینکه درآمد را به گروههایی انتقال می دهد که نسبت به دیگر گروهها مورد لطف و تبعیض قرار گرفته اند، اغلب اثرات محیط زیستی منفی نیز دارند. مثالهای بسیاری در این مورد وجود دارد. سوبسیدهای کشاورزی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مشوقهایی را برای بهبود و توسعه روشهای تولید مبتنی بر ابزار شیمیایی ایجاد می کند که باعث افزایش محصول و علاوه بر آن، آلودگی بیشتر هوا و منابع آب می شود. کاهش این یارانه های کشاورزی می تواند باعث افزایش درآمد ملی شود و همچنین، اثرات محیط زیستی را کاهش دهد؛ هرچند که اجرای این قانون، وضع کشاورزان را بدتر می کند. (۱) Midnight dumping |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:3 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
تعدادی از دوستان به ما لطف داشتند و در نظرخواهی ما در مورد ارزش اقتصادی دلفینها شرکت کردند. اما ما هنوز به آمار بیشتری نیاز داریم تا نتایجمون دقیقتر بشه. بنابراین، کماکان منتظر دوستان دیگر هستیم که در نظرخواهی ما شرکت کنند. متن نظرخواهی رو می تونین توی ۴ امین مطلب گذشته پیدا کنید. اما تنها متن سوال رو اینجا می ذاریم تا دوستان زیاد اذیت نشن. اگه ابهامی در مورد این روش بود می تونید به مطالب قبلی مراجعه کنید. باز هم می گم، به ما لطف می کنید. ممنون متن سوال: ماهیانه چقدر حاضرید برای محافظت از دلفینهای خلیج فارس و دریای عمان بپردازید؟ فرض می کنیم که سازمان محیط زیست یا هر سازمان خصوصی دیگر مسوول، می تواند این هزینه را از طریق مالیاتهای محیط زیستی یا روشهای دیگر از شما دریافت نماید. (بیان این روش تنها به این جهت است که بتوانیم شما را در موقعیت مناسب برای تصمیم گیری قرار دهیم) ۱- ۰ تومان ۲- ۲۵۰ تومان ۳- ۵۰۰ تومان ۴- ۷۵۰ تومان ۵- ۱۰۰۰ تومان ۶- بیشتر از ۱۰۰۰ تومان لطفا در صورت امکان سطح تحطیلات، سن و مقدار تقریبی درآمد ماهیانه خود را نیز بیان نمایید. چون برای تحلیل نتایج بسیار لازم است. (اسم شما در نظرخواهی اصلا مهم نیست، حتی می توانید به طور خصوصی نظر بگذارید) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 2:1 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
1- دیدگاه هزینه: مطالب عمومی تحلیل هزینه می تواند در سطوح مختلف انجام گیرد. در ساده ترین شکل آن، هزینه یک شرکت یا پروژه، تحلیل و بررسی می شود؛ مانند تجهیزات رفع آلودگی آب. به این سبب به این هزینه ها ساده گفته می شود که آنها معمولاً از طریق هزینه کردن یک عملیات مهندسی مشخص که حد و حدود روشن دارند، انجام می گیرند و اغلب اگر جهان ثابت بماند، می توان این هزینه ها را نیز ثابت در نظر گرفت. در سطح بعدی ما می توانیم هزینه های یک صنعت، یا شاید یک ناحیه را هنگامی که با قوانین محیط زیستی مواجه می شوند یا اینکه مجبورند خود را با تکنولوژیهای معین منطبق و سازگار کنند، در نظر بگیریم. در این سطح، برآورد هزینه ها، مشکلتر از حالت ساده پیشین است. زیرا باید پیش بینی کرد که چه گروههایی و چگونه به این قوانین عکس العمل نشان می دهند. در سطح بالاتر، تمرکز ما روی هزینه های کل اقتصاد به سبب دستیابی به اهداف محیط زیستی است. به عنوان مثال، برآورد هزینه های اعمال قوانین کنترل آلودگی ملی. برآورد هزینه ها در سطح ملی بسیار مشکلتر از سطوح قبلی است. زیرا در این سطح، هر چیزی به چیز دیگر متصل است و از آن تأثیر می پذیرد و بنابراین، برآورد هزینه کل بسیار مشکل است. 2- هزینه فرصت در اقتصاد، اساسی ترین مفهوم در مورد هزینه ها، هزینه های فرصت است. هزینه فرصتِ استفاده از منابع در یک روند مشخص، استفاده جانشین با بالاترین ارزشی است که از طریق آن، این امکان وجود دارد که منابع باقی بمانند و جامعه باید هنگامی که منابع در روشی خاص استفاده می شوند، از آن صرفنظر کند. به کلمه «جامعه» دقت کنید. هزینه فرصت اجتماعی توسط همه انواع بنگاهها، صنایع، گروهها و نظایر آن تحمیل می شود. برخی از موارد، برای یک گروه هزینه است، ولی از نگاه جامعه هزینه نیست. گاهی از اوقات نیز برخی از موارد وجود دارند که تصمیم گیرندگان خاص واقعاً آنها را هزینه نمی دانند، در حالی که این موارد، هزینه اجتماعی دارند. فرض کنید که مردم یک شهر می خواهند که برای کاهش آلودگی هوای شهر خود، یک مسیر دوچرخه سواری را کنار بزرگراه شهر ایجاد کنند. مسئله اصلی ابتدایی این است که شهر برای ساختن این مسیر، چه مقدار باید بپردازد. فرض کنید که ساختن این مسیر 1 میلیون دلار هزینه دارد. ولی 50 درصد این هزینه توسط دولت مرکزی یا ایالتی تأمین می شود. هزینه فرصت شهر برای ساختن این مسیر نیم میلیون دلار است، در حالی که هزینه فرصت جامعه، 1 میلیون دلار است. اکثر افراد هنگامی که در مورد هزینه ها فکر می کنند، معمولاً هزینه های مالی را در نظر می گیرند. اغلب، هزینه های مالی یک چیز، یک اندازه خوب برای هزینه فرصت آن است، اما در بسیاری از موارد اینگونه نیست! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 1:54 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان تذکری دادن که مهمه. افرادی که به وبلاگهای ما (منظورم محیط زیستیهاست!!) سر می زنن عموما به خاطر علاقه شون به محیط زیست، حاضرن مبلغ زیادی برای محافظت از دلفینها بپردازند، در صورتیکه در این آمارگیری ما باید به نوعی عمل کنیم که همه افراد با همه علائق شرکت کنن تا رقمها واقعی تر بشه. پس اگه دوستان کسانی رو می شناسن که مثل اونا دغدغه محیط زیست ندارن یا اینکه کمتر دارن، خبر کنن که اگه می شه توی این نظرخواهی شرکت کنن. ما هنوز منتظر شرکت دوستان توی نظرخواهی هستیم. به ما لطف می کنید.
ممنون |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:53 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
به اطلاع همه دوستان علاقمند محیط زیست می رساند که نظرخواهی در مورد ارزش اقتصادی دلفینها هنوز هم ادامه داره. آقا! ما از خیر اطلاعات شخصی شما گذشتیم. اگه نمی خواین در مورد درآمدتون چیزی بنویسید، اشکالی نداره. ولی توی نظرخواهی که می تونین شرکت کنین!! این کار می تونه نتایج خوبی داشته باشه ها! از ما گفتن بود. ممنون |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:16 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستانی که مطالب ما در مورد تحلیل هزینه - فایده زیست محیطی را که تا حالا به ۹ مطلب رسیده، پیگیری می کنند، می دانند که آخرین مبحثی که مطرح کردیم در مورد روشهای مستقیم ارزشگذاری محیط زیست بود. اینکه در مورد مسائل محیط زیستی از مردم سوال کنیم که چقدر تمایل دارند بپردازند؟ برای اینکه با این روش بیشتر آشنا بشوید، قصد داریم یکی از موضوعات روز محیط زیستی که حتی ابعاد جهانی هم پیدا کرد را به عنوان موضوع اصلی کار خودمان انتخاب کنیم و از همه دوستانی که به وبلاگ ما سر می زنند بخواهیم که به این سوالات پاسخ دهند تا بتوانیم ارزش اقتصادی آن را محاسبه کنیم. نکته لازم به ذکر این است که ارزشی که در نهایت به دست می آید، تنها بخش بسیار بسیار کوچکی از ارزش حتی اقتصادی این موضوع است و ارزش واقعی آن (شامل ارزش پایداری، ارزش زیبایی شناختی، ارزش وجودی و نظایر آن) به هیچ وجه قابل محاسبه نیست! ما تنها می خواهیم این موضوع را بیان کنیم که محیط زیست ما ارزش اقتصادی دارد. بنابراین به لحاظ اقتصادی هم که شده باید برای آن ارزش قائل باشیم و جلوی تخریب آن را بگیریم، حال ارزشهای دیگر آن به کنار!! موضوعی که انتخاب کرده ایم، مرگ دهها دلفین در بندر جاسک است. می خواهیم با یک نظرخواهی اینترنتی از شما بپرسیم که ... ماهیانه چقدر حاضرید برای محافظت از دلفینهای خلیج فارس و دریای عمان بپردازید؟ فرض می کنیم که سازمان محیط زیست یا هر سازمان خصوصی دیگر مسوول، می تواند این هزینه را از طریق مالیاتهای محیط زیستی یا روشهای دیگر از شما دریافت نماید. (بیان این روش تنها به این جهت است که بتوانیم شما را در موقعیت مناسب برای تصمیم گیری قرار دهیم) ۱- ۰ تومان ۲- ۲۵۰ تومان ۳- ۵۰۰ تومان ۴- ۷۵۰ تومان ۵- ۱۰۰۰ تومان ۶- بیشتر از ۱۰۰۰ تومان لطفا در صورت امکان سطح تحطیلات، سن و مقدار تقریبی درآمد ماهیانه خود را نیز بیان نمایید. چون برای تحلیل نتایج بسیار لازم است. (اسم شما در نظرخواهی اصلا مهم نیست، حتی می توانید به طور خصوصی نظر بگذارید) لطفا ننویسید که سازمان محیط زیست به اندازه کافی بودجه برای محافظت از دلفینها دارد!! معلوم نیست که این پولها را کجا دارد خرج می کند!! خودمان می دانیم. ما در حقیقت داریم ارزش اقتصادی را که مردم برای این دلفینها قائلند، محاسبه می کنیم. اگر فکر می کنید که رقمهای بیان شده نامناسب هستند، لطفا پیشنهاد خود را بیان نمایید. در صورتی که می خواهید با این روش بیشتر آشنا شوید، می توانید مطالب تحلیل هزینه - فایده زیست محیطی (۸) و (۹) را مطالعه کنید. این مطلب فعلا برای مدت طولانی روی وبلاگ می ماند تا دوستان به اندازه کافی در آن شرکت کنند. شرکت شما در این نظرخواهی می تواند نتایج علمی مفیدی داشته باشد. منتظرتان هستیم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 2:13 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
3- مشکلات برآورد منافع یکی از مهمترین مسائل، تخفیف مقدار است. البته سؤال اساسی این است که چه مقدار از نرخ تخفیف مناسب است؟ هنگامی که ما ارزش آیندة چیزی را تخفیف می دهیم، یعنی ارزش حال آن را کاهش داده ایم. بنابراین، تخفیف مقدار، ارزش نسبی برنامه هایی را که در آینده دور منفعت ایجاد می کنند، کمتر و ارزش برنامه هایی را که در چند سال آینده (آینده نزدیک) منفعت ایجاد می کنند، بیشتر نشان می دهد. به عنوان مثال، مردم به نرخ مرگ و میر زودهنگام سال بعد، بیشتر از مرگ زودهنگام 50 سال آینده اهمیت می دهند. اما برخی مسائل مهم مانند گرم شدن زمین وجود دارند که انتظار می رود اثرات اساسی آن، در آینده دور رخ دهند و لذا در این مورد، تخفیف مقدار، تمایل دارد که اهمیت برنامه های مرتبط به این مسئله را کاهش دهد. نکته حائز اهمیت این است که نمی توان همه تخفیف مقدار را رد کرد. تخفیف مقدار همیشه وجود دارد. اما باید به مقدار مناسب باشد. مقدار تخفیف به شرطی مناسب است که منتهی به کاهش در سرمایه محیط زیستی بلندمدت جامعه نشود. 3-2- تمایل به پرداخت در مقابل تمایل به دریافت(۲) یک روش جایگزین برای ارزشگذاری بهبود محیط زیست، این است که از مردم بپرسیم حاضرند چقدر برای از دست دادن قسمتی از رفاه محیط زیستی خود دریافت کنند. تفاوت این روش با روش تمایل به پرداخت این است که تمایل به دریافت برعکس تمایل به پرداخت، به درآمد افراد بستگی ندارد. البته اگر مسئله ای که در مورد آن از مردم سؤال می شود، مهم نباشد، تفاوت این دو مقدار زیاد نیست. اما اگر مسئله ای باشد که رفاه انسان را اساساً تغییر دهد، دو مقدار، مطمئناً تفاوت خواهند داشت. اقتصاددانان، رویکردهای متعددی را برای حل این مشکل به کار برده اند. یکی از این رویکردها، مربوط به پرسشنامه است. آزمایشات مختلف نشان می دهند که سؤالات مختلف، منجر به پاسخهای متفاوتی می شوند. بنابراین یک احتمال در مورد اختلاف میان تمایل به پرداخت و تمایل به دریافت می تواند مرتبط با نحوه طراحی پرسشها باشد. رویکرد دیگر، جایگزینی اصول استاندارد اقتصادی است که بر این دلالت کنند که میان این دو مقدار تفاوتی وجود ندارد؛ در حقیقت اصولی که بتوانند این اختلاف مقادیر را توضیح دهند. هنگامی که مردم سیب زمینی خریداری می کنند، فرض می کنیم که آنها این کار را انجام می دهند، چون آنها انتظار دارند که سیب زمینی ها را بخورند! بنابراین، ارزش سیب زمینی ها برای مردم، در استفاده مردم از آن است. همین استدلال را می توان برای داراییهای محیط زیستی نیز انجام داد، ولی در این مورد ممکن است که مسائل بیشتری وجود داشته باشد. هنگامی که افراد حاضرند داوطلبانه برای حفاظت از مکانهای محیط زیستی منحصر به فرد که ممکن است هرگز آن را ندیده باشد، شاید مگر در عکس، مبلغی را بپردازند، باید چیزی بیشتر از ارزش استفاده را در نظر گرفت. تمایل به پرداخت مردم برای چنین خصوصیات محیط زیستی باید ارزشهای غیر استفاده را نیز شامل شود. علاوه بر این، ارزش انتخاب(۴)، مقداری است که فرد تمایل دارد بپردازد تا حق انتخاب خود را برای اینکه بتواند یک مکان محیط زیست خاص را در آینده بازدید کند، محفوظ نگهدارد. افراد حتی ممکن است که تمایل داشته باشند برای حفاظت از چیزی که آنها ممکن است هرگز آن را نبینند –مانند جنگلهای آفریقا- پول بپردازند. در این مورد آنچه که مدنظر قرار می گیرد، ارزش وجود(۵) است، یعنی تمایل به پرداخت برای کمک به حفاظت از وجود برخی از اماکن محیط زیستی. چنین ارزشهای ایثارگرانه ای ممکن است نسبتاً روی نسلهای آینده متمرکز شوند که در این صورت، ارزش میراث(۶) نامیده می شوند. سرانجام باید ارزش پایداری(۷) را نیز اضافه کنیم. یعنی ارزشی که لزوماً به استفاده انسان از محیط زیست مرتبط نیست، بلکه در عوض، برای پایداری و حفظ سلامتی محیط زیست برای استفاده مستمر و مداوم همه ارگانیسم های زنده است. یکی از دلایل استفاده از روش CV، طراحی پرسشهایی برای دستیابی به میزان این ارزشهای غیراستفاده است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:29 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
حال ما سراغ رویکرد مستقیم برای برآورد میزان تمایل به پرداخت که روش ارزشگذاری مشروط(۱) نامیده می شود، می رویم. روش CV مبتنی بر این ایده ساده است که اگر شما می خواهید بدانید که تمایل به پرداخت مردم برای برخی از خصوصیات محیط زیست اطرافشان چقدر است، می توانید به سادگی از مردم بپرسید. لفظ «مشروط» به این خاطر استفاده می شود که فرد باید خود را در موقعیت بازار فرضی قرار دهد. به عنوان مثال، در بازار سیب زمینی این اتفاق رخ می دهد. در حالی که در مورد محیط زیست از مردم می پرسیم که اگر به فرض با بازار آن مواجه شوند، چقدر حاضر به پرداخت هستند؟ مطالعات ارزیابی مشروط تاکنون برای لیست بلندی از عوامل زیست محیطی انجام شده است: کیفیت هوا، ارزش بازدید و لذت بردن از یک مکان تفریحی، ماهیگیری و نظایر آن. این روش برای مسائل غیرزیست محیطی نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال، برای برنامه کاهش ریسک حملات قلبی. مراحل در یک تحلیل CV به شرح زیر می باشند: 1- تعیین و توصیف خصوصیات کیفیت محیط زیستی که باید اندازه گیری شوند. 2- تعیین و تشخیص پاسخگویانی که باید مورد توجه قرار گیرند، شامل فرایند نمونه گیری که برای انتخاب پاسخگویان استفاده می شود. 3- طراحی و به کارگیری پرسشنامه از طریق مصاحبه های شخصی، تلفنی یا نامه الکترونیکی. 4- تحلیل نتایج پاسخهای فردی جمع آوری شده برای برآورد ارزشهای گروههایی که از تغییرات محیط زیستی تأثیر گرفته اند. طراحی پرسشنامه سه مرحله اساسی دارد: 1- یک عبارت روشن و واضح که بیان کند چه ویژگی محیط زیستی برای ارزشگذاری، مورد سؤال قرار گرفته است. 2- یک مجموعه از سؤالاتی که خصوصیات اقتصادی افراد مانند درآمد، سن و نظایر آن را مورد سؤال قرار دهد. 3- یک سؤال یا مجموعه از سؤالات که باعث برانگیختن انگیزه افراد برای بیان تمایل به پرداخت خود شود. روشهای مختلفی برای دریافت پاسخهای افراد وجود دارد: روش معروف این است که از فرد بخواهیم مقدار مورد تمایل خود را بیان نماید. روش دیگر آن است که یک پیشنهاد را مطرح کنیم و آنقدر این پیشنهاد را افزایش دهیم تا به پاسخ منفی برسیم. همچنین می توانیم کارتهای جواب را با دامنه ای از مقادیر تهیه کنیم و سپس از افراد سؤال کنیم که ماکزیمم مقدار تمایل خود را بیان نمایند. اولین بار این روش توسط باب دیویس در سال 1963 مورد استفاده قرار گرفت که در این مطالعه، منافع تفریح درMaine backwoods بین 100 تا 200 دلار در هر روز برآورد گردید. مثالهای متعدد دیگری نیز در این مورد وجود دارد که می توانید به کتب اقتصاد محیط زیست مراجعه نمایید. ۱ Contingent Valuation Method |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:21 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
ما در مورد تفاوت نرخ دستمزد بین شغلها، برای اندازه گیری ارزش کاهش ریسک سلامتی به سبب آلودگی صحبت کردیم. مطالعات نرخ دستمزد را می توان برای برآورد ارزش زندگی کردن در یک محیط زیست پاکتر نیز مورد استفاده قرار داد. فرض کنید که دو شهر هستند که یکی از آنها آلوده تر و دیگری پاکتر است. هر دو شهر، شرایط یکسانی را برای کار دارند و نرخ دستمزد در هر دو شهر یکسان است. بنابراین، مردم و کارگران، شهر پاکتر را انتخاب می کنند و به آن شهر مهاجرت می کنند. برای جلوگیری از مهاجرت افراد، یا باید آلودگی را کاهش داد یا اینکه دستمزد را بالا برد. این اختلاف در دستمزد میان شهرها به خاطر درجات مختلف آلودگی را می توان به عنوان ارزشی که مردم برای هوای پاکتر قائلند، در نظر گرفت. این مطالعات، روشی را برای اندازه گیری سود ناشی از کاهش آلودگی در شهرهای آلوده تر در اختیار ما قرار می دهد. یکی از اولین رویکردهایی که اقتصاددانان محیط زیست برای برآورد تقاضای رفاه زیست محیطی به کار برده اند، به نمایندگی گرفتن هزینه سفر به جای قیمت می باشد. هرچند که ما نمی بینیم که مردم واحدهای محیط زیست را مستقیماً خریداری کنند، اما مشاهده می کنیم که برای تفریح و لذت بردن، به پارکهای ملی سفر می کنند، شنا می کنند و به ماهی گیری در دریاچه می پردازند. سفر هزینه بردار است،؛ سفر طول می کشد همانطور که خرج نیز دارد. با احتساب این هزینه ها به عنوان قمیت، می توان تابع تقاضا را برآورد نمود. نکته قابل توجه آن است که خانواده ها در بسیاری عوامل با یکدیگر متفاوتند. در درآمد، وجود پارکهای جانشین برای بازدید و نظایر آن. بنابراین، باید مجموعه زیادی از داده ها را جمع آوری نمود تا بتوان به طور آماری، اثر عوامل مختلف را روی نرخ بازدید از پارک محاسبه نمود. از طریق این روش می توان دریافت که بهبود کیفیت محیط زیست چه تأثیری روی بازدید از مکان بازدید دارد. به عنوان مثال، بهبود کیفیت آب دریاچه می تواند ماهیگیری در آن را افزایش دهد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:17 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
||||
|
2-1-3- ارزش کیفیت محیط زیستی؛ بیان شده در قیمت خانه مطالعات نرخ دستمزد، برای برآورد تمایل به پرداخت افراد، در مورد ریسک کمتر مرگ انجام می شوند. اما منافع یک محیط زیست پاکتر، نسبت به منافع ساده سلامتی بسیار وسیعتر است. بنابراین، رویکرد محاسباتی دیگر، آزمودن تمایل به پرداخت مردم برای زندگی در یک محیط زیست با آلودگی کمتر است. با اینکه این رویکرد، اثرات سلامتی را شامل می شود، اما علاوه بر آن، ابعاد دیگر مانند اثرات زیباشناختی را نیز دربردارد. 0 قیمت خانه $ حجم SO2 در مورد آلودگی آب نیز همین مسئله وجود دارد. اگر کیفیت آب دریاچه کاهش یابد، قیمت خانه های اطراف آن نیز کاهش می یابد. به عبارت دیگر، صاحبان خانه از زندگی در آنجا، مطلوبیت کمتری کسب می کنند و همین مسئله روی ارزش خانه های اطراف دریاچه تأثیر می گذارد. استفاده از تغییر ارزش دارایی به عنوان وسیله ای برای اندازه گیری سود ناشی از کاهش آلودگی را می توان در موارد دیگر نیز به کار برد. به عنوان مثال، در ارزش گذاری صدمات آلودگی صوتی برای خانه های اطراف فرودگاه یا بزرگراههای اصلی یا در ارزش گذاری منافع مجاورت با پارکهای شهری، مورد استفاده قرار می گیرد. |
|||||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:15 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
|||||
|
|
|
|
|
2-1-2- ارزش سلامت بشری؛ بیان شده در نرخ دستمزدها کاهش کیفیت هوا و آب، به از بین رفتن سلامتی و مرگ منجر می شود. مردم معمولاً مراقب سلامتی خود نیستند. آنها سوار اتومبیل می شوند، سیگار می کشند، کوهنوردی می کنند و .... ولی برخی از مردم سعی می کنند با هزینه کردن درآمد خود، به روشهایی، ریسک مرگ یا بیماری خود را کاهش دهند. به عنوان مثال، با نصب تابلوهای هشدار در مورد کشیدن سیگار یا دوری از مکانهای تاریک در شب و نظایر آن. افرادی را می بینیم که در مورد ثروت خود، تصمیم گیریهای مختلفی می کنند: به عنوان مثال، والدینی که فرزند دارند، بیشتر از کسانی که مجرد زندگی می کنند، بیمه عمر می خرند. همه این پیشنهادها، تمایل به پرداخت مردم را برای کاهش ریسک مرگ از طریق یک روش عقلایی نشان می دهند. اما باید این مسئله را به وضوح، روشن کرد. جکی در مورد یک میلیونر خسیس وجود دارد که در حال قدم زدن در کنار خیابان بود. دزدی اسلحه را روی سر او گذاشت و به او گفت: پولت یا زندگیت؟ و قربانی جواب داد: آه، اجازه بده تا در مورد آن فکر کنم!! برآورد تمایل به پرداخت برای ارزش زندگی بشری، اینگونه موارد را شامل نمی شود. در حقیقت، هنگامی که تمایل به پرداخت را برای کاهش آلودگی هوا بیان می کنیم، این مفهوم مرتبط با ارزش «زندگی آماری» (۱) است نه زندگی برخی از افراد خاص. بنابراین، اگر متوسط افراد در یک گروه 100000 نفری از مردم، تمایل به پرداختی برابر 5 دلار داشته باشند تا احتمال مرگ، از 7 نفر به 6 نفر در 100000 نفر کاهش یابد، تمایل به پرداخت کل برابر 500000 دلار است که ارزش زندگی آماری مبتنی بر تمایل به پرداخت می باشد. رویکردی که در مورد اندازه گیری تمایل به پرداخت افراد برای کاهش ریسک زندگی، بیشترین توسعه را یافته است، «مطالعات نرخ دستمزد صنعتی» (۲) است. در صنعت، کشاورزی، معدن و نظایر آن، ریسک مرگ یا خطر سلامتی وجود دارد. موارد مختلفی از صدمات محیط کار وجود دارند که در دهه های اخیر رخ داده اند. «سینه سیاه»(۳) به خاطر کار کردن در معدن، «سینه قهوه ای»(۴) به سبب کار کردن در کارخانه ها و نظایر آن، از جمله این صدمات می باشند. لذا کارگران به خاطر ریسک بیشتر این گونه کارها در مقایسه با دیگر کارها، آن را رها می کنند. بنابراین، برخی از صنایع حاضرند که مزد بیشتری به کارگران بپردازند تا در عرصه رقابت، عقب نمانند. با تحلیل این اختلاف در دستمزدهای شغلهای متفاوت، می توان منفعتی را که افراد، از کاهش مرگ زودهنگام به سبب آلودگی کسب می کنند، اندازه گیری نمود. در ایالات متحده امریکا، ارزش زندگی آماری محاسبه شده، از 400000 دلار تا 7000000 دلار برآورد شده است. باید خاطرنشان نمود که این گونه مطالعات بسیار مشکل هستند، زیرا عوامل مختلفی وجود دارند که باعث اختلاف در دستمزدها می شوند و همچنین، جمع آوری دقیق داده های صحیح بسیار مشکل است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:11 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
ایده اصلی آن است که وقتی مردم انتخابهای بازاری خود را از میان کالاهایی انجام می دهند که دارای ویژگیهای مختلف مرتبط با محیط زیست هستند، در حقیقت، آنها ارزشی را که برای محیط زیست قائل هستند بیان می کنند. این بیان ارزش، ارزشی است که آنها برای سلامتی یا زندگی بشری خود قائلند. این روش با دیگر انواع مطالعات در مورد تقاضای اقتصادی، سازگار و منطبق است. در برخی از موارد در دنیای واقعی، تمایل به پرداخت یعنی توانایی پرداخت؛ کسی که درآمد و ثروت کافی ندارد، نمی تواند WTP خود را بیان کند. اگر درآمد افراد کاهش یابد، WTP آنها نیز کاهش می یابد و ممکن است که کمتر از حد خود برآورد شود. ویژگی دیگر مراقبت از سلامتی به عنوان یک کالای اقتصادی عادی این است که مردم ممکن است برای سلامتی دیگران نیز تمایل به پرداخت داشته باشند. به عنوان مثال، شما برای سلامتی کامل دختر خود نیز ارزش قائل هستید و حاضرید که هزینه کنید. این تمایل به پرداخت شما برای سلامتی دختر خود، به تمایل به پرداخت شما اضافه می شود. بنابراین، فردگرایی صرف و توجه صرف به خود و تمایلات خود در اندازه گیری تمایل به پرداخت افراد برای سلامتی و بهبود خود، ممکن است منافع واقعی برنامه هایی را که سلامتی را افزایش می دهند، کمتر از حد برآورد کند. آلودگی آب و هوا می تواند در وضعیت سلامتی انسان، تغییر عکس ایجاد کند. می توان این تغییرات را از ناراحتی سینه یا سردرد تا همه حوادث حساسی که نیازمند مراقبتهای بیمارستانی هستند، طبقه بندی کرد. مردم معمولاً هزینه می کنند تا از این حوادث جلوگیری کنند یا اینگونه شرایط را تغییر دهند. این هزینه های تغییر، همان تمایل به پرداخت مردم برای اجتناب از این حوادث است. مطالعات مختلفی در این مورد انجام شده است. به عنوان مثال، در سال 1986 در لس آنجلس در مورد هزینه های جلوگیری از بیماریهای تنفسی، مطالعه ای انجام شد. این هزینه ها شامل مواردی مانند پخت و پز با وسایل الکتریکی به جای گاز، نصب و راه اندازی تنظیم کننده های هوا در منزل و استفاده از اتومبیلهایی که آلودگی هوای کمتری ایجاد می کنند، می شد. برآوردها نشان می دهند که تمایل به پرداخت برای جلوگیری از بیماریهای مختلف، از 97/0 دلار برای تنگی نفس تا 87/23 دلار برای تنگی سینه رتبه بندی می شوند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:7 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
2- تمایل به پرداخت (۱) اساساً 3 روش وجود دارد که می توان دریافت مردم چقدر حاضرند برای بهبود کیفیت محیط زیست خود بپردازند. به مثال زیر دقت کنید: فرض کنید مردمی که کنار بزرگراه زندگی می کنند، از آلودگی صوتی رنج می برند. حال مردم چقدر حاضرند بپردازند که این آلودگی صوتی کم شود؟ چه روشهایی برای این کار وجود دارد؟ 1- ممکن است که مردم در داخل خانه های خود، هزینه هایی را متقبل شوند تا سطح سروصدای اطراف منازل خود را کاهش دهند. به عنوان مثال از پنجره دو جداره یا عایق بندی دیوارها استفاده کنند. اگر ما بتوانیم مواردی را بیابیم که مصرف کنندگان به منظور اینکه روی محیط زیست اطراف خود اثر بگذارند، کالاهای بازاری خریداری می کنند، آنگاه می توانیم این هزینه ها را به عنوان ارزشی که مردم برای تغییر در محیط زیست اطراف خود قائل هستند، در نظر بگیریم. 2- سر و صدا به خاطر همسایگی با بزرگراه است و همین مسئله روی قیمت خانه ها اثر می گذارد. خانه ای که نزدیک بزرگراه است، ارزش کمتری نسبت به خانه ای دارد که دور از بزرگراه است. هرگاه قیمت کالا یا خدمتی به سبب ویژگیهای محیط زیستی اش تغییر کند، می توان با تحلیل این تغییر قیمت، مقدار تمایل به پرداخت مردم را برای این ویژگیهای محیط زیستی تعیین نمود. 3- هر دو روش 1 و 2، روشهای غیرمستقیم هستند. روش سوم، روش مستقیم است. در این روش مستقیماً به مردم مراجعه می کنیم و از آنها می پرسیم که چقدر حاضرند بپردازند تا آلودگی صوتی کاهش یابد. این روش در سالهای اخیر به سبب انعطاف پذیری اش، مورد توجه فراوان اقتصاددانان محیط زیست قرار گرفته است. در حقیقت برای مطالعه هر خصوصیت محیط زیستی که بتوان به درستی آن را برای مردم توصیف کرد، می توان از این روش استفاده نمود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:31 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
1-2- اثرات آلودگی روی هزینه های تولید آلودگی هوا روی نرخ رشد چوبهایی که دارای ارزش تجاری هستند، اثر می گذارد. آلودگی آب نیز می تواند روی فعالیت شرکتهایی که از آب استفاده می کنند، اثر بگذارد. به عنوان مثال، اثر منفی آلودگی آب روی صنایع ماهی و شیلات. آلودگی خاک نیز می تواند تولیدات کشاورزی را تحت تأثیر قرار دهد. آلودگی در مکان کار نیز می تواند کارایی کارگران، ماشینها و ساختمانها را کاهش دهد. زیرا این آلودگی ها باعث تخریب و استهلاک ماشینها و ساختمانها می شوند. بنابراین، آلودگی از طرق مختلف، باعث بالا رفتن هزینه های تولید می شوند. 1-3- صدمات مواد برخی از این صدمات عبارتند از: اثر آلودگی هوا روی سطوح (پوشش)، سطوح مواد، سطوح ماشینها، سطوح سنگهای ساختمانها و مجسمه ها و سطوح رنگ شده و نظایر آن. این اثرات از طریق ترکیبات سولفور، اکسیدانها، اکسیدهای نیتروژن و نظایر آن ایجاد می شوند. اثر آلودگی روی مجسمه ها به سبب مسائل زیبایی شناختی آن (از بین بردن زیبایی مجسمه ها) است. افزایش این اثرات، باعث این می شوند که فعالیتهای نگهداری و جایگزینی بیشتر صورت گیرند. برای برآورد این اثرات، آزمایشات دوز-عکس العمل در آزمایشگاههای فیزیک انجام می شوند. سپس می شود برآورد کرد که سالانه، مواد به چه میزان تخریب می شوند. پس از آن می توان ارزش مقداری این تخریب را محاسبه کرد. به عنوان مثال، هزینه افزایش یافته نگهداری، نیروی کار، رنگ و نظایر آن. البته این برآوردها کمتر از مقدار صدماتی است که از طریق رویکرد WTP به دست می آید. اثرات زیبایی شناختی (روی ساختمانها و مجسمه ها) را باید از روش ارزیابی مشروط به دست آورد. نکته لازم به ذکر این است که روش هزینه نگهداری در صورتی کامل خواهد بود که آلودگی، تولیدکنندگان را مجبور کند که برای کاهش صدمات، مواد جدید را جایگزین کنند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 21:25 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||