|
|
|
|
|
دکتر علی دریجانی (استادياراقتصاد کشاورزي دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان) دکتر غلامعلی شرزه ای (دانشيار دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران) دکتر سعید یزدانی (دانشيار اقتصاد کشاورزي دانشگاه تهران) دکتر غلامرضا پیکانی (استاديار اقتصاد کشاورزي دانشگاه تهران) دکتر سید مهریار صدرالاشرافی (استاد اقتصاد کشاورزي دانشگاه تهران) با توجه به خلأ تحقيقات کاربردي زيست محيطي، پژوهش حاضر با جمع آوري اطلاعات توليدي سال ١٣٨٢ کليه کشتارگاههاي دام فعال استان تهران و نمونه برداري از پساب مبادي ورودي و خروجي سيستمهاي تصفيه فاضلاب آنها و همچنين سنجش پارامترهاي بار آلي و شيميايي و ميكروبي، و به کارگيري رهيافت اقتصادسنجي تحليل مرز تصادفي از طريق برازش تابع مرز تصادفي فاصله ستانده نرمال شده، مقادير کارايي به کارگيري منابع و کارايي زيست محيطي را ارزيابي و در گروههاي مختلف کشتارگاهي مقايسه و تحليل کرده است . همچنين با آزمونهاي آماري، اثربخشي سيستمهاي رايج تصفيه در بهبود عملكرد زيست محيطي تعيين شده است. متن مقاله را در اینجا بخوانید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 11:31 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
عطيه اکرامی مهدی صادقی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
در بخش توليد برق محدوديت منابع سرمايه گذاري و محيط زيست از جمله مسايل مهمي است که اين فرايند را تحت تاثير قرار مي دهد. به حداقل رساندن هزينه و اثرات مخرب محيط زيست همواره مورد توجه متخصصان بوده و خواهد بود. جدي بودن مساله حفاظت از محيط زيست و همچنين امنيت انرژي الکتريسيته موجب شده که فرايند توليد برق توسط نيروگاه هاي خورشيدي مورد تاکيد قرار گيرد. بديهي است منابع لازم براي سرمايه گذاري، در کشور ما، مسايل زيست محيطي را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. حال سوال اساسي اين است که آيا امکان جايگزيني نيروگاه هاي غير خورشيدي به وسيله نيروگاه هاي خورشيدي وجود دارد يا حداقل در آينده وجود خواهد داشت؟ اين مقاله سعي دارد با توجه به بالا بودن هزينه هاي توليد برق توسط نيروگاه هاي خورشيدي در کشور و همچنين با توجه به وضعيت هزينه هاي توليد برق با در نظر گرفتن هزينه هاي اجتماعي به بررسي اقتصادي موضوع مزبور بپردازد. در اين بررسي ابتدا هزينه تمام شده توليد برق به ازاي هر کيلو وات ساعت در هر يک از نيروگاه هاي توليد برق محاسبه شده، سپس با توجه به انتشار آلاينده ها و گازهاي گلخانه اي از نيروگاه هاي غير خورشيدي و منظور نمودن هزينه هاي خارجي تحميل شده، ارزيابي لازم صورت گرفته است. در نهايت مشخص شده است که در حال حاضر استفاده از برق توليد شده از نيروگاه هاي خورشيدي اقتصادي نمي باشد. به نظر مي رسد با توجه به افزايش تقاضاي برق و محدوديت منابع فسيلي و بالا بودن ميزان آلودگي حاصل از اين منابع، استفاده از انرژي حاصل از نيروگاه هاي فسيلي در آينده اي نه چندان دور، توجيه اقتصادي نداشته باشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:22 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد مهدي برقي اسگويي دانشجوي دورة دكتري اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:54 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
تنظیم مواد و اقتصاد محیط زیست نشان میدهد که اقتصاد و محیط زیست، از طريق دو جریان با يكديگر در ارتباط هستند. منابع تجدیدپذیر و پایانپذیر در حال حرکت از محیط زیست به سوی اقتصاد هستند و از سوی دیگر، اغلب پسماندهای محصولات که به وسیله ی فعالیت های اقتصادی تولید میشوند، در حال حرکت از اقتصاد به محیط زیست هستند. هنگامی که جریانات مواد و ضایعات از ظرفیت و قابلیت واقعی محیط تجاوز میکند، ظرفیت منابع طبیعی و زیستمحیطی کاهش مییابد. جریان سريع منابع پایان پذیر به درون چرخه اقتصادی این خطر را به وجود می آورد که ذخیره منابع پایانپذیر ممکن است سریعتر تمام شود. هنگامی که جریان منابع تجدیدپذیر نیز به سوی چرخه اقتصادی، از نرخ تجدید و احیا این منابع تجاوز میکند باعث کم شدن بهرهوری منابع میشود و احتمال انقراض آن افزایش مییابد. انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، احتمال فرسایش منابع طبیعی را افزایش میدهد، کاهش و فرسایش سریع منابع پایانپذیر باعث افزایش یافتن بهرهبرداری منابع تجدیدپذیر خواهد شد و همچنین افزایش انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، عموماً نشاندهندهی این است که اقتصاد به سوی وابستگی بیشتر به سوی محیط زیست در حرکت است. از آنجا كه مقیاسهای سنتی اندازهگیری کارایی اقتصادی، تغییرات در اندازهي منابع طبیعی و زیستمحیطی را مورد محاسبه قرار نمیدهند، این مقیاسها، مقیاسهای ضعیفی جهت اندازهگیری پایداری بلندمدت اقتصاد می باشند. حسابداری منابع طبیعی و محیط زیست، ناکارایی مقیاسهای سنتی در اندازهگیری کارایی اقتصاد را به وسیلهی محاسبهی تغییرات ذخایر منابع طبیعی اصلاح میکند. ادامه دارد ... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:16 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
6- هزینه ها در سطح ملی سؤال معمول این است که در یک دوره زمانی، چه هزینه هایی به سبب اعمال و اجرای مقررات محیط زیستی، به یک کشور تحمیل می شود؟ برخی اوقات، تمرکز روی کلیت قوانینی است که وضع می شوند و گاهی هم تمرکز روی قوانین خاص و ویژه ای است که هیچگاه اثرات وسیع روی یک اقتصاد ملی نخواهند داشت، مانند برنامه کاهش انتشار CO2.
نکته این است که این هزینه ها چه اثری روی اقتصاد ملی خواهند داشت؟ بنگاهها از منابع طبیعی، نیروی کار، سرمایه و دیگر عوامل تولید استفاده می کنند و آنها را به محصول تبدیل می نمایند. حال اگر قوانینی وضع شوند، بنگاهها باید مقداری از منابع خود را به کاهش آلودگی اختصاص دهند. همین مسئله باعث کاهش محصول می شود، اما به چه میزان؟ قوانین محیط زیستی، 2 اثر دارند: 1- اثرات کوتاه مدت 2- اثرات بلندمدت در کوتاه مدت به علت اختصاص دادن هزینه ها به وسایل کنترل آلودگی، هزینه ها افزایش می یابند. حال اگر ما به سادگی کل هزینه های کنترل آلودگی را که توسط همه بنگاههای صنعت ایجاد می شوند، با هم جمع کنیم، ممکن است که به تصویر صحیحی از اینکه این کنترلها چگونه روی اقتصاد اثر می گذارند، دست نیابیم. هزینه های کارخانه، تجهیزات، نیروی کار و دیگر نهاده ها برای کاهش انتشار آلودگی می تواند بخشهای دیگر اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد که این بخشها لزوماً به شکل مستقیم تحت پوشش قوانین محیط زیستی وضع شده قرار نمی گیرند. بنابراین اگر می خواهیم تصویر کاملی از هزینه ها داشته باشیم، باید این کنشهای درونی اقتصاد کلان را نیز در نظر بگیریم. کاهش آلودگی یک صنعت، منجر به افزایش تقاضا در صنعت کنترل آلودگی می شود. به عنوان مثال، تقاضا در بخش ساختمان و ساخت و ساز را افزایش می دهد. مسئله بعدی قیمت است. با افزایش کنترل آلودگی، قیمت برخی از کالاها افزایش می یابد و بنابراین تقاضا برای آن کالاها افزایش می یابد. لذا محصول این بخشها کاهش می یابد و در نتیجه هزینه تولید کاهش می یابد. اشتغال کل نیز از هزینه های کنترل آلودگی اثر می پذیرد. تغییر دادن تولید به سمت تولید ابزار کنترل آلودگی، باعث می شود نیاز به اشتغال در بخشهایی که محصول تجاری تولید می کنند، کاهش یابد. از سوی دیگر، اشتغال در صنعت کنترل آلودگی افزایش می یابد. بنابراین، بدون وجود یک مدل اقتصاد کلان که دارای یک مبنای فلسفی باشد، نمی توان به نتیجه خالص و صحیح رسید. در بلندمدت، کنشهای درونی اقتصاد کلان بسیار پیچیده تر هستند. تغییر بلندمدت اقتصادی –رشد یا کاهش- مسئله ای است که مربوط به انباشت سرمایه، سرمایه انسانی و سرمایه مادی، می باشد. این تغییر اقتصادی بستگی به تغییر تکنیکی دارد، یعنی کسب مقدار بیشتر محصول از یک مقدار نهاده داده شده و معین. بنابراین، یک سؤال مهم این است که قانون محیط زیستی چگونه روی انباشت سرمایه و نرخ ابداع تکنیکی اثر می گذارد؟ انحراف نهاده از بخش سنتی و قدیمی به بخش کنترل آلودگی می تواند نرخ انباشت سرمایه در این بخش را کاهش دهد. در نتیجه رشد بهره وری در این بخشها را کاهش دهد و لذا منجر به کاهش نرخ رشد سراسری و کلی شود. اثرات وضع قوانین روی نرخ ابداع تکنیکی در اقتصاد شاید از این هم مبهم تر باشد. هرچند که برخی از افراد گمان می کنند که تلاش برای کاهش آلودگی می تواند یک اثر مثبت روی نرخ کلی ابداع تکنیکی داشته باشد، اما همانطور که قبلاً خاطرنشان شد، اگر تلاش برای ابداع در زمینه کنترل آلودگی، تلاش برای کار در بخشهای دیگر را کاهش دهد، اثر روی رشد آینده اقتصاد می تواند منفی باشد. روش استاندارد برای یافتن این روابط، مدلسازی اقتصاد کلان است. سؤال اساسی این است که آیا هزینه های کنترل آلودگی، روی کاهش کارایی درآمد ملی اثر می گذارند و اگر جواب مثبت است، این اثر چقدر است؟ ابتدا یک مدل ریاضی با استفاده از متغیرهای مختلف اقتصادی مانند محصول کل (که می تواند به چندین زیربخش اقتصادی تقسیم شود)، اشتغال، سرمایه گذاری، قیمتها، هزینه های کنترل آلودگی و نظایر آن ساخته می شود و سپس مدل با استفاده از داده های سری زمانی ران می شود و این مسئله بررسی می شود که چگونه متغیرهای اقتصادی روی رشد اقتصادی اثر می گذارند. سپس هزینه های کنترل آلودگی نیز به متغیرها اضافه می شوند و اثر این هزینه ها روی رشد محصول بررسی می شوند. اختلاف به دست آمده، مربوط به هزینه های کنترل آلودگی است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:2 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
5-6- تعدیلات بلندمدت گاهی لازم است که برای برآورد هزینه اثر مقررات کنترل انتشار آلودگی را روی یک گروه از شرکتهای موجود در صنعت که به کار کردن در آینده ادامه می دهند، پیش بینی کنیم. اما در بسیاری از موارد، مقررات محیط زیستی می تواند روی ساختار صنعت یعنی روی تعداد و اندازه بنگاهها، اثرات بلندمدت داشته باشد. بنابراین، پیش بینی بلندمدت نیازمند این است که این تغییرات ساختاری به درستی پیش بینی شوند. یک مثال خوب در این مورد، صنعت هواپیمایی است. میزان صدایی که توسط هواپیماهای مختلف ایجاد می شوند، بستگی به روشهایی دارند که موتور آنها طراحی می شوند. هواپیماهای نسل اول (707، DC8، BAC III) بسیار پر سروصدا بودند. هواپیماهای نسل دوم (727، DC9)، صدای کمتری داشتند. هواپیماهای نسل سوم (767، 777) به طور قابل ملاحظه ای صدای کم داشتند. هواپیماهای نسل دوم برای عمر مفید حدود 20 سال طراحی شده بودند و آخرین آنها در سال 1988 ساخته شد. بنابراین، این هواپیماها به خوبی تا قرن آینده (قرن بیستم) پرواز خواهند کرد. شاید مفید به نظر برسد که نیاز به هواپیماها خیلی سریعتر از آنکه هواپیماهای نسل III خودشان ایجاد شوند، به سمت این نوع از هواپیماها تغییر کند. این مسئله باعث کاهش آلودگی صوتی به میزان بسیار زیاد می شود. ولی اگر به سبب وضع قوانین، هواپیماهای نسل II عمر کوتاهتری پیدا کنند، این مسئله، کار را برای بنگاههای هواپیمایی جدید از جهت شروع کار و رقابت با بنگاههای هواپیمایی بزرگی که در صنعت هواپیمایی وجود دارند، بسیار مشکلتر می کند. علت آن این است که بنگاههای هواپیمایی جدید، معمولاً کار خود را با هواپیماهای ارزانتر و قدیمی تر شروع می کنند. این مسئله، در عوض، هزینه های کل ثابت آنها برای شروع کار را کاهش می دهد. اگر این هواپیماهای قدیمی تر، دیگر به آسانی در دسترس نباشند، روی شرایط رقابت در صنعت هواپیمایی، اثر منفی می گذارد. اثر بلندمدت مهم دیگر، روی تغییرات تکنولوژیکی در صنعتی است که به واسطه ابزار کنترل آلودگی، تحت تأثیر قرار گرفته است. هنگامی که بنگاهها با نیازهای کاهش انتشار آلودگی مواجه می شوند، انگیزه پیدا می کنند که سراغ تحقیق و توسعه (R&D) بروند تا بتوانند ابزار کنترل آلودگی بهتری را بیابند. افزایش در R&D می تواند به کاهش هزینه ها در آینده (بلندمدت) منجر شود. البته در ابتدای کار، هزینه های کوتاه مدت به سبب فعالیت R&D افزایش می یابد، ولی این هزینه ها، هزینه فرصت درست و حقیقی نیست، بلکه در بلندمدت، هزینه های بنگاه به خاطر یافتن ابزار و تکنولوژیهای جدید کاهش می یابد و همین، هزینه فرصت صحیح این مقررات و قوانین می باشد. موفقیت در هر تلاش برای ابداع در تکنولوژیهای کنترل آلودگی، بستگی حیاتی به سلامت اقتصادی صنعت زیست فناوری(۱) دارد. این صنعت، صنعتی است که ابزار کنترل آلودگی را تولید می کند یا اینکه خودشان خدمات پاکسازی محیط زیست را انجام می دهند، مانند پاکسازی آلودگی های خطرناک از محل تلمبار زباله. رشد این صنعت در طول زمان می تواند هزینه های نهایی را در بلندمدت کاهش دهد. Envirotech Industry(۱) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:59 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
داده های لازم برای برآورد هزینه بنگاهها را چگونه می توان به دست آورد؟ بسیاری از داده های اصلی توسط بررسیهای هزینه(۱) بنگاههای موجود تولید می شود. در عمل، برای بنگاهها پرسشنامه فرستاده می شود و از آنها خواسته می شود که در مورد تعداد کارکنان، فرایندهایی مورد استفاده، هزینه های انرژی و مواد اولیه و مانند آن، اطلاعات خود را عرضه کنند. از طریق این پرسشنامه ها و جزئیات مطرح شده در آنها، محققان می توانند شرایط هزینه ای یک صنعت را برآورد کنند و تخمین بزنند که این هزینه ها چگونه در مقابل قوانین محیط زیستی اثر می پذیرند. نکته لازم به ذکر این است که داده های سری زمانی گذشته را بهتر از داده های آینده تحت شرایط وجود قوانین جدید می توان بدست آورد. داده های سری زمانی گذشته ممکن است یک راهنمای خوبی برای آینده نباشد، خصوصاً به این علت که مقررات محیط زیستی، شرکتها را با وضعیتهای کاملاً بدیع و جدید مواجه می کند و لذا پیش بینی آینده بسیار سخت و مشکل است. بنگاهها ممکن است که در هزینه هایی را که به آنها تحمیل می شود، غلو کنند و آنها را بیشتر از حد جلوه دهند و لذا آژانسهای محیط زیستی را مجبور کنند و به آنها بقبولانند که قوانین ضعیفتری را وضع کنند. ما هزینه هایی را که به واسطه وضع قوانین به یک بنگاه تحمیل می شود، اندازه گیری می کنیم، اما آیا این هزینه ها، حداقل هزینه ها برای رسیدن به آن چیزی هستند که قوانین می خواهند؟ این نکته بسیار مهمی است، زیرا برای رسیدن به سطح کارای انتشار یا کیفیت محیط، باید تبادلی میان هزینه کاهش انتشار و خسارات محیط زیستی وجود داشته باشد. اگر هزینه های کاهش انتشار که برای سطح کارا تعریف شده است، بیشتر از آن چیزی باشد که لازم است باشد، ما فقط به یک نتیجه کارای کاذب(۳)رسیده ایم. ولی معمولاً اینگونه نیست، یعنی ما به کارایی نمی رسیم. بلکه در بیشتر اوقات، هزینه های واقعی وجود دارند. زیرا اگر بخواهیم به حداقل هزینه ها دست یابیم، باید اصل مساوی بودن هزینه ها و درآمدهای نهایی برقرار باشد، در صورتی که مقررات محیط زیستی اغلب با این مسئله مخالفند. زیرا بنگاهها را مجبور می کنند که منابع خاص یا تکنولوژی کنترل آلودگی را به کار ببرند و این مسئله نیازمند انجام تصمیمات خاص و ویژه است. بنابراین، این مسائل باعث می شود که هزینه های بنگاه، حداقل نباشند. (۱) Cost Surveys (۲) Misrepresentation of Costs (۳) Pseudo-Efficient |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:26 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
3- هزینه های ابزارها و ماشین آلات منحصر به فرد و تکی (۱) شاید ساده ترین نوع تحلیل هزینه، پیش بینی هزینه برای یک پروژه مهندسی تکی است. انواع بسیاری از برنامه های کیفیت محیط زیستی وجود دارند که عموماً مستلزم پشتبانی و ساخت ابزارهای فیزیکی مانند ماشین آلات عمومی پاکسازی آلودگی های آب است که در دهه های گذشته، میلیونها دلار روی آن هزینه شده است. مثالهای دیگر شامل پروژه های کنترل سیل، ماشین آلات مدیریت آلودگی های جامد و دستگاههای سوزاندن زباله های خطرناک می باشند. پروژه هایی از این نوع، معمولاً تکی و منحصر به فرد هستند، البته آنها مانند بسیاری از پروژه های دیگر اهدافی دارند و از تکنولوژی استفاده می کنند. برای برآورد هزینه این پروژه ها، روی خصوصیات مهندسی و تکنیکی آنها تأکید می شود و از تجربه پروژه هایی که شبیه آنها بوده اند و این ابزار را به کار برده اند، استفاده می شود. قوانین محیط زیستی اغلب در سطح محلی و منطقه ای اعمال می شوند و روی بنگاههای در سطح محلی و منطقه ای اثر می گذارند. اغلب در اقتصاد سیاسی کنترل آلودگی، همین ترس از اثرات محلی است که مجامع ذیربط را از تصویب قوانین منصرف می کند. در سطح منطقه ای، ترس بابت از دست دادن دستمزدها و منافع و در نتیجه زیان بنگاههای دیگر به سبب کوچک شدن بازار محلی، پراهمیت می شود. اگر مقرراتی وضع شوند که تنها روی یک بنگاه اثر بگذارد و اقتصاد نیز در نزدیک به شرایط اشتغال کامل باشد، تعدیل منابع، تضمین می کند که هزینه فرصت اجتماعی کوچک و کم است، زیرا محدود به هزینه های واقعی انجام تعدیلات است. (یعنی تعدیل منابع باعث می شود که هزینه فرصت کوچک باشد). البته از نقطه نظر بنگاه، این هزینه ها زیاد هستند، زیرا بنگاه، درآمد محلی را به سبب افزایش هزینه تولید از دست می دهد. هنگامی که قوانین و مقررات به یک صنعت تحمیل می شوند، نتایج مانند قبل نیست. هزینه های بالاتر تولید برای یک صنعت، هزینه های فرصت اجتماعی صحیحتر و واقعی تری هستند، زیرا بنگاههای یک صنعت، نیازمند منابع اضافه تری هستند که این منابع می توانست جای دیگر استفاده شود. ولی وقتی با کل صنعت سروکار داریم، نمی توانیم این فرض را بپذیریم که تولید یک بنگاه به سادگی توسط بنگاههای دیگر کسب می شود. (یعنی نمی توانیم مانند حالت قبل، فرض کنیم که وضع قوانین باعث می شود که تولید یک بنگاه کاهش می یابد و به همین سبب تولید بنگاههای دیگر افزایش می یابد). فرض کنید که ابتدا رویکرد استاندارد را برای برآورد هزینه های اضافه شده تولید در یک صنعت را در نظر بگیریم، یعنی اندازه گیری هزینه های اضافی(۳) که صنعت باید به سبب پذیرش قوانین محیط زیستی بپردازد. برآورد هزینه در این مورد نیازمند آن است که تحلیلگر پیش بینی کند که آلوده کننده ها چگونه به قوانین محیط زیستی عکس العمل نشان می دهند و هزینه های این واکنش را برآورد نماید. اگر قوانین خیلی خاص و ویژه باشند، به عنوان مثال، نیاز به اینکه یک صنعت، یک قطعه معین از ابزار کنترل آلودگی را نصب کند یا اینکه کشاورزان آزمایشات کشت و زرع معینی را برای جلوگیری از فرسایش خاک انجام دهند، در اینصورت برآورد هزینه ها ممکن است منصفانه و صادقانه باشد. اما اگر قوانین، به آلوده کننده ها آزادی عمل قابل ملاحظه ای در انجام مسؤولیتهایشان بدهد (یعنی قوانین انعطاف پذیر باشند)، شاید بسیار سخت تر باشد که پیش بینی کنیم این آلوده کننده ها چه کاری انجام خواهند داد و بنابراین، هزینه های آنها چه مقدار خواهد بود. (۱) Single Facilities (۲) Costs of Local Regulation (۳) Added Expenditures |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:36 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
قوانین محیط زیستی، خودشان اجرا نمی شوند، یعنی ضمانت اجرایی ندارند. منابع بسیاری باید صرف شوند تا رفتارهای بنگاهها، آژانسها و افراد را در قبال مقررات، کنترل و تنظیم کنند و متخلفان را شناسایی نموده و جریمه نمایند. ابزارهای عمومی محیط زیستی، مانند ماشین آلات کاهش آلودگی آب و زباله سوز ها، باید کنترل شوند که آیا به درستی کار می کنند. یک کاربرد مهم از ایده هزینه فرصت، در پدیده اجرا و تحمیل قوانین، وجود دارد. بسیاری از قوانین محیط زیستی توسط آژانسهایی اجرا می شوند که بودجه های اجرا و اعمال قوانین آنها، به شکل شدید و اکید با مسئولیتهای اجرایی آنها سازگار و منطبق نشده است. بنابراین، در همان زمانی که قوانین محیط زیستی تصویب می شوند، این بودجه ها می توانند ثابت باشند یا حتی کاهش یابند. اجرای قوانین جدید ممکن است نیازمند این باشد که آژانس، منابع خود را از اجرای قوانین دیگر به سمت اجرای این قانون سوق دهد. اصل مهمی وجود دارد که باید در هنگام کار در ذهن داشت. در انجام تحلیل این هزینه-فایده که بنگاهها چگونه به قوانین جدید عکس العمل نشان می دهند، ما می خواهیم که از اصل با / بدون (۱) به جای اصل قبل از / بعد از (۲) استفاده کنیم. در حقیقت ما قصد داریم که تفاوت هزینه های آلوده کننده ها را وقتی که قوانین جدید وجود دارند در مقایسه با آن هزینه ای که آنها در صورت عدم وجود این قوانین خواهند داشت، برآورد کنیم. هزینه های زیر را برای یک بنگاه که با قوانین محیط زیستی مواجه شده است، در نظر بگیرید: هزینه های تولید برآورد شده: قبل از وجود قانون 100 دلار در آینده بدون وجود قانون 120 دلار در آینده با وجود قانون 150 دلار این اشتباه است که هزینه اضافه شده ناشی از قانون کنترل آلودگی را 50 دلار (تفاوت هزینه در حالت قبل از وجود قانون و حالت با وجود قانون) بدانیم. در اینجا نباید از اصل قبل از / بعد از استفاده کنیم، چون به درستی، هزینه های صحیح وضع قوانین را نشان نمی دهد. علت آن این است که در صورت عدم وجود هر قانون جدید، انتظار می رود که هزینه های تولید افزایش یابد. (به عنوان مثال، افزایش هزینه سوخت که به قوانین محیط زیستی مرتبط نیست) بنابراین، هزینه صحیح قانون، با بکار بردن اصل با / بدون به دست می آید. بنابراین، این هزینه برابر 30 دلار (تفاوت هزینه در حالت آینده با وجود قوانین و حالت آینده بدون وجود قوانین) می باشد. لذا چون پیش بینی آینده مشکل است، استفاده از این اصل نیز بسیار مشکل می باشد. (۱) With/Whitout Principle (۲) Before/After Principle |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:58 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
3- مشکلات برآورد منافع یکی از مهمترین مسائل، تخفیف مقدار است. البته سؤال اساسی این است که چه مقدار از نرخ تخفیف مناسب است؟ هنگامی که ما ارزش آیندة چیزی را تخفیف می دهیم، یعنی ارزش حال آن را کاهش داده ایم. بنابراین، تخفیف مقدار، ارزش نسبی برنامه هایی را که در آینده دور منفعت ایجاد می کنند، کمتر و ارزش برنامه هایی را که در چند سال آینده (آینده نزدیک) منفعت ایجاد می کنند، بیشتر نشان می دهد. به عنوان مثال، مردم به نرخ مرگ و میر زودهنگام سال بعد، بیشتر از مرگ زودهنگام 50 سال آینده اهمیت می دهند. اما برخی مسائل مهم مانند گرم شدن زمین وجود دارند که انتظار می رود اثرات اساسی آن، در آینده دور رخ دهند و لذا در این مورد، تخفیف مقدار، تمایل دارد که اهمیت برنامه های مرتبط به این مسئله را کاهش دهد. نکته حائز اهمیت این است که نمی توان همه تخفیف مقدار را رد کرد. تخفیف مقدار همیشه وجود دارد. اما باید به مقدار مناسب باشد. مقدار تخفیف به شرطی مناسب است که منتهی به کاهش در سرمایه محیط زیستی بلندمدت جامعه نشود. 3-2- تمایل به پرداخت در مقابل تمایل به دریافت(۲) یک روش جایگزین برای ارزشگذاری بهبود محیط زیست، این است که از مردم بپرسیم حاضرند چقدر برای از دست دادن قسمتی از رفاه محیط زیستی خود دریافت کنند. تفاوت این روش با روش تمایل به پرداخت این است که تمایل به دریافت برعکس تمایل به پرداخت، به درآمد افراد بستگی ندارد. البته اگر مسئله ای که در مورد آن از مردم سؤال می شود، مهم نباشد، تفاوت این دو مقدار زیاد نیست. اما اگر مسئله ای باشد که رفاه انسان را اساساً تغییر دهد، دو مقدار، مطمئناً تفاوت خواهند داشت. اقتصاددانان، رویکردهای متعددی را برای حل این مشکل به کار برده اند. یکی از این رویکردها، مربوط به پرسشنامه است. آزمایشات مختلف نشان می دهند که سؤالات مختلف، منجر به پاسخهای متفاوتی می شوند. بنابراین یک احتمال در مورد اختلاف میان تمایل به پرداخت و تمایل به دریافت می تواند مرتبط با نحوه طراحی پرسشها باشد. رویکرد دیگر، جایگزینی اصول استاندارد اقتصادی است که بر این دلالت کنند که میان این دو مقدار تفاوتی وجود ندارد؛ در حقیقت اصولی که بتوانند این اختلاف مقادیر را توضیح دهند. هنگامی که مردم سیب زمینی خریداری می کنند، فرض می کنیم که آنها این کار را انجام می دهند، چون آنها انتظار دارند که سیب زمینی ها را بخورند! بنابراین، ارزش سیب زمینی ها برای مردم، در استفاده مردم از آن است. همین استدلال را می توان برای داراییهای محیط زیستی نیز انجام داد، ولی در این مورد ممکن است که مسائل بیشتری وجود داشته باشد. هنگامی که افراد حاضرند داوطلبانه برای حفاظت از مکانهای محیط زیستی منحصر به فرد که ممکن است هرگز آن را ندیده باشد، شاید مگر در عکس، مبلغی را بپردازند، باید چیزی بیشتر از ارزش استفاده را در نظر گرفت. تمایل به پرداخت مردم برای چنین خصوصیات محیط زیستی باید ارزشهای غیر استفاده را نیز شامل شود. علاوه بر این، ارزش انتخاب(۴)، مقداری است که فرد تمایل دارد بپردازد تا حق انتخاب خود را برای اینکه بتواند یک مکان محیط زیست خاص را در آینده بازدید کند، محفوظ نگهدارد. افراد حتی ممکن است که تمایل داشته باشند برای حفاظت از چیزی که آنها ممکن است هرگز آن را نبینند –مانند جنگلهای آفریقا- پول بپردازند. در این مورد آنچه که مدنظر قرار می گیرد، ارزش وجود(۵) است، یعنی تمایل به پرداخت برای کمک به حفاظت از وجود برخی از اماکن محیط زیستی. چنین ارزشهای ایثارگرانه ای ممکن است نسبتاً روی نسلهای آینده متمرکز شوند که در این صورت، ارزش میراث(۶) نامیده می شوند. سرانجام باید ارزش پایداری(۷) را نیز اضافه کنیم. یعنی ارزشی که لزوماً به استفاده انسان از محیط زیست مرتبط نیست، بلکه در عوض، برای پایداری و حفظ سلامتی محیط زیست برای استفاده مستمر و مداوم همه ارگانیسم های زنده است. یکی از دلایل استفاده از روش CV، طراحی پرسشهایی برای دستیابی به میزان این ارزشهای غیراستفاده است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:29 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
حال ما سراغ رویکرد مستقیم برای برآورد میزان تمایل به پرداخت که روش ارزشگذاری مشروط(۱) نامیده می شود، می رویم. روش CV مبتنی بر این ایده ساده است که اگر شما می خواهید بدانید که تمایل به پرداخت مردم برای برخی از خصوصیات محیط زیست اطرافشان چقدر است، می توانید به سادگی از مردم بپرسید. لفظ «مشروط» به این خاطر استفاده می شود که فرد باید خود را در موقعیت بازار فرضی قرار دهد. به عنوان مثال، در بازار سیب زمینی این اتفاق رخ می دهد. در حالی که در مورد محیط زیست از مردم می پرسیم که اگر به فرض با بازار آن مواجه شوند، چقدر حاضر به پرداخت هستند؟ مطالعات ارزیابی مشروط تاکنون برای لیست بلندی از عوامل زیست محیطی انجام شده است: کیفیت هوا، ارزش بازدید و لذت بردن از یک مکان تفریحی، ماهیگیری و نظایر آن. این روش برای مسائل غیرزیست محیطی نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال، برای برنامه کاهش ریسک حملات قلبی. مراحل در یک تحلیل CV به شرح زیر می باشند: 1- تعیین و توصیف خصوصیات کیفیت محیط زیستی که باید اندازه گیری شوند. 2- تعیین و تشخیص پاسخگویانی که باید مورد توجه قرار گیرند، شامل فرایند نمونه گیری که برای انتخاب پاسخگویان استفاده می شود. 3- طراحی و به کارگیری پرسشنامه از طریق مصاحبه های شخصی، تلفنی یا نامه الکترونیکی. 4- تحلیل نتایج پاسخهای فردی جمع آوری شده برای برآورد ارزشهای گروههایی که از تغییرات محیط زیستی تأثیر گرفته اند. طراحی پرسشنامه سه مرحله اساسی دارد: 1- یک عبارت روشن و واضح که بیان کند چه ویژگی محیط زیستی برای ارزشگذاری، مورد سؤال قرار گرفته است. 2- یک مجموعه از سؤالاتی که خصوصیات اقتصادی افراد مانند درآمد، سن و نظایر آن را مورد سؤال قرار دهد. 3- یک سؤال یا مجموعه از سؤالات که باعث برانگیختن انگیزه افراد برای بیان تمایل به پرداخت خود شود. روشهای مختلفی برای دریافت پاسخهای افراد وجود دارد: روش معروف این است که از فرد بخواهیم مقدار مورد تمایل خود را بیان نماید. روش دیگر آن است که یک پیشنهاد را مطرح کنیم و آنقدر این پیشنهاد را افزایش دهیم تا به پاسخ منفی برسیم. همچنین می توانیم کارتهای جواب را با دامنه ای از مقادیر تهیه کنیم و سپس از افراد سؤال کنیم که ماکزیمم مقدار تمایل خود را بیان نمایند. اولین بار این روش توسط باب دیویس در سال 1963 مورد استفاده قرار گرفت که در این مطالعه، منافع تفریح درMaine backwoods بین 100 تا 200 دلار در هر روز برآورد گردید. مثالهای متعدد دیگری نیز در این مورد وجود دارد که می توانید به کتب اقتصاد محیط زیست مراجعه نمایید. ۱ Contingent Valuation Method |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:21 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
ما در مورد تفاوت نرخ دستمزد بین شغلها، برای اندازه گیری ارزش کاهش ریسک سلامتی به سبب آلودگی صحبت کردیم. مطالعات نرخ دستمزد را می توان برای برآورد ارزش زندگی کردن در یک محیط زیست پاکتر نیز مورد استفاده قرار داد. فرض کنید که دو شهر هستند که یکی از آنها آلوده تر و دیگری پاکتر است. هر دو شهر، شرایط یکسانی را برای کار دارند و نرخ دستمزد در هر دو شهر یکسان است. بنابراین، مردم و کارگران، شهر پاکتر را انتخاب می کنند و به آن شهر مهاجرت می کنند. برای جلوگیری از مهاجرت افراد، یا باید آلودگی را کاهش داد یا اینکه دستمزد را بالا برد. این اختلاف در دستمزد میان شهرها به خاطر درجات مختلف آلودگی را می توان به عنوان ارزشی که مردم برای هوای پاکتر قائلند، در نظر گرفت. این مطالعات، روشی را برای اندازه گیری سود ناشی از کاهش آلودگی در شهرهای آلوده تر در اختیار ما قرار می دهد. یکی از اولین رویکردهایی که اقتصاددانان محیط زیست برای برآورد تقاضای رفاه زیست محیطی به کار برده اند، به نمایندگی گرفتن هزینه سفر به جای قیمت می باشد. هرچند که ما نمی بینیم که مردم واحدهای محیط زیست را مستقیماً خریداری کنند، اما مشاهده می کنیم که برای تفریح و لذت بردن، به پارکهای ملی سفر می کنند، شنا می کنند و به ماهی گیری در دریاچه می پردازند. سفر هزینه بردار است،؛ سفر طول می کشد همانطور که خرج نیز دارد. با احتساب این هزینه ها به عنوان قمیت، می توان تابع تقاضا را برآورد نمود. نکته قابل توجه آن است که خانواده ها در بسیاری عوامل با یکدیگر متفاوتند. در درآمد، وجود پارکهای جانشین برای بازدید و نظایر آن. بنابراین، باید مجموعه زیادی از داده ها را جمع آوری نمود تا بتوان به طور آماری، اثر عوامل مختلف را روی نرخ بازدید از پارک محاسبه نمود. از طریق این روش می توان دریافت که بهبود کیفیت محیط زیست چه تأثیری روی بازدید از مکان بازدید دارد. به عنوان مثال، بهبود کیفیت آب دریاچه می تواند ماهیگیری در آن را افزایش دهد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:17 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
||||
|
2-1-3- ارزش کیفیت محیط زیستی؛ بیان شده در قیمت خانه مطالعات نرخ دستمزد، برای برآورد تمایل به پرداخت افراد، در مورد ریسک کمتر مرگ انجام می شوند. اما منافع یک محیط زیست پاکتر، نسبت به منافع ساده سلامتی بسیار وسیعتر است. بنابراین، رویکرد محاسباتی دیگر، آزمودن تمایل به پرداخت مردم برای زندگی در یک محیط زیست با آلودگی کمتر است. با اینکه این رویکرد، اثرات سلامتی را شامل می شود، اما علاوه بر آن، ابعاد دیگر مانند اثرات زیباشناختی را نیز دربردارد. 0 قیمت خانه $ حجم SO2 در مورد آلودگی آب نیز همین مسئله وجود دارد. اگر کیفیت آب دریاچه کاهش یابد، قیمت خانه های اطراف آن نیز کاهش می یابد. به عبارت دیگر، صاحبان خانه از زندگی در آنجا، مطلوبیت کمتری کسب می کنند و همین مسئله روی ارزش خانه های اطراف دریاچه تأثیر می گذارد. استفاده از تغییر ارزش دارایی به عنوان وسیله ای برای اندازه گیری سود ناشی از کاهش آلودگی را می توان در موارد دیگر نیز به کار برد. به عنوان مثال، در ارزش گذاری صدمات آلودگی صوتی برای خانه های اطراف فرودگاه یا بزرگراههای اصلی یا در ارزش گذاری منافع مجاورت با پارکهای شهری، مورد استفاده قرار می گیرد. |
|||||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:15 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
|||||
|
|
|
|
|
2-1-2- ارزش سلامت بشری؛ بیان شده در نرخ دستمزدها کاهش کیفیت هوا و آب، به از بین رفتن سلامتی و مرگ منجر می شود. مردم معمولاً مراقب سلامتی خود نیستند. آنها سوار اتومبیل می شوند، سیگار می کشند، کوهنوردی می کنند و .... ولی برخی از مردم سعی می کنند با هزینه کردن درآمد خود، به روشهایی، ریسک مرگ یا بیماری خود را کاهش دهند. به عنوان مثال، با نصب تابلوهای هشدار در مورد کشیدن سیگار یا دوری از مکانهای تاریک در شب و نظایر آن. افرادی را می بینیم که در مورد ثروت خود، تصمیم گیریهای مختلفی می کنند: به عنوان مثال، والدینی که فرزند دارند، بیشتر از کسانی که مجرد زندگی می کنند، بیمه عمر می خرند. همه این پیشنهادها، تمایل به پرداخت مردم را برای کاهش ریسک مرگ از طریق یک روش عقلایی نشان می دهند. اما باید این مسئله را به وضوح، روشن کرد. جکی در مورد یک میلیونر خسیس وجود دارد که در حال قدم زدن در کنار خیابان بود. دزدی اسلحه را روی سر او گذاشت و به او گفت: پولت یا زندگیت؟ و قربانی جواب داد: آه، اجازه بده تا در مورد آن فکر کنم!! برآورد تمایل به پرداخت برای ارزش زندگی بشری، اینگونه موارد را شامل نمی شود. در حقیقت، هنگامی که تمایل به پرداخت را برای کاهش آلودگی هوا بیان می کنیم، این مفهوم مرتبط با ارزش «زندگی آماری» (۱) است نه زندگی برخی از افراد خاص. بنابراین، اگر متوسط افراد در یک گروه 100000 نفری از مردم، تمایل به پرداختی برابر 5 دلار داشته باشند تا احتمال مرگ، از 7 نفر به 6 نفر در 100000 نفر کاهش یابد، تمایل به پرداخت کل برابر 500000 دلار است که ارزش زندگی آماری مبتنی بر تمایل به پرداخت می باشد. رویکردی که در مورد اندازه گیری تمایل به پرداخت افراد برای کاهش ریسک زندگی، بیشترین توسعه را یافته است، «مطالعات نرخ دستمزد صنعتی» (۲) است. در صنعت، کشاورزی، معدن و نظایر آن، ریسک مرگ یا خطر سلامتی وجود دارد. موارد مختلفی از صدمات محیط کار وجود دارند که در دهه های اخیر رخ داده اند. «سینه سیاه»(۳) به خاطر کار کردن در معدن، «سینه قهوه ای»(۴) به سبب کار کردن در کارخانه ها و نظایر آن، از جمله این صدمات می باشند. لذا کارگران به خاطر ریسک بیشتر این گونه کارها در مقایسه با دیگر کارها، آن را رها می کنند. بنابراین، برخی از صنایع حاضرند که مزد بیشتری به کارگران بپردازند تا در عرصه رقابت، عقب نمانند. با تحلیل این اختلاف در دستمزدهای شغلهای متفاوت، می توان منفعتی را که افراد، از کاهش مرگ زودهنگام به سبب آلودگی کسب می کنند، اندازه گیری نمود. در ایالات متحده امریکا، ارزش زندگی آماری محاسبه شده، از 400000 دلار تا 7000000 دلار برآورد شده است. باید خاطرنشان نمود که این گونه مطالعات بسیار مشکل هستند، زیرا عوامل مختلفی وجود دارند که باعث اختلاف در دستمزدها می شوند و همچنین، جمع آوری دقیق داده های صحیح بسیار مشکل است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:11 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
ایده اصلی آن است که وقتی مردم انتخابهای بازاری خود را از میان کالاهایی انجام می دهند که دارای ویژگیهای مختلف مرتبط با محیط زیست هستند، در حقیقت، آنها ارزشی را که برای محیط زیست قائل هستند بیان می کنند. این بیان ارزش، ارزشی است که آنها برای سلامتی یا زندگی بشری خود قائلند. این روش با دیگر انواع مطالعات در مورد تقاضای اقتصادی، سازگار و منطبق است. در برخی از موارد در دنیای واقعی، تمایل به پرداخت یعنی توانایی پرداخت؛ کسی که درآمد و ثروت کافی ندارد، نمی تواند WTP خود را بیان کند. اگر درآمد افراد کاهش یابد، WTP آنها نیز کاهش می یابد و ممکن است که کمتر از حد خود برآورد شود. ویژگی دیگر مراقبت از سلامتی به عنوان یک کالای اقتصادی عادی این است که مردم ممکن است برای سلامتی دیگران نیز تمایل به پرداخت داشته باشند. به عنوان مثال، شما برای سلامتی کامل دختر خود نیز ارزش قائل هستید و حاضرید که هزینه کنید. این تمایل به پرداخت شما برای سلامتی دختر خود، به تمایل به پرداخت شما اضافه می شود. بنابراین، فردگرایی صرف و توجه صرف به خود و تمایلات خود در اندازه گیری تمایل به پرداخت افراد برای سلامتی و بهبود خود، ممکن است منافع واقعی برنامه هایی را که سلامتی را افزایش می دهند، کمتر از حد برآورد کند. آلودگی آب و هوا می تواند در وضعیت سلامتی انسان، تغییر عکس ایجاد کند. می توان این تغییرات را از ناراحتی سینه یا سردرد تا همه حوادث حساسی که نیازمند مراقبتهای بیمارستانی هستند، طبقه بندی کرد. مردم معمولاً هزینه می کنند تا از این حوادث جلوگیری کنند یا اینگونه شرایط را تغییر دهند. این هزینه های تغییر، همان تمایل به پرداخت مردم برای اجتناب از این حوادث است. مطالعات مختلفی در این مورد انجام شده است. به عنوان مثال، در سال 1986 در لس آنجلس در مورد هزینه های جلوگیری از بیماریهای تنفسی، مطالعه ای انجام شد. این هزینه ها شامل مواردی مانند پخت و پز با وسایل الکتریکی به جای گاز، نصب و راه اندازی تنظیم کننده های هوا در منزل و استفاده از اتومبیلهایی که آلودگی هوای کمتری ایجاد می کنند، می شد. برآوردها نشان می دهند که تمایل به پرداخت برای جلوگیری از بیماریهای مختلف، از 97/0 دلار برای تنگی نفس تا 87/23 دلار برای تنگی سینه رتبه بندی می شوند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:7 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
2- تمایل به پرداخت (۱) اساساً 3 روش وجود دارد که می توان دریافت مردم چقدر حاضرند برای بهبود کیفیت محیط زیست خود بپردازند. به مثال زیر دقت کنید: فرض کنید مردمی که کنار بزرگراه زندگی می کنند، از آلودگی صوتی رنج می برند. حال مردم چقدر حاضرند بپردازند که این آلودگی صوتی کم شود؟ چه روشهایی برای این کار وجود دارد؟ 1- ممکن است که مردم در داخل خانه های خود، هزینه هایی را متقبل شوند تا سطح سروصدای اطراف منازل خود را کاهش دهند. به عنوان مثال از پنجره دو جداره یا عایق بندی دیوارها استفاده کنند. اگر ما بتوانیم مواردی را بیابیم که مصرف کنندگان به منظور اینکه روی محیط زیست اطراف خود اثر بگذارند، کالاهای بازاری خریداری می کنند، آنگاه می توانیم این هزینه ها را به عنوان ارزشی که مردم برای تغییر در محیط زیست اطراف خود قائل هستند، در نظر بگیریم. 2- سر و صدا به خاطر همسایگی با بزرگراه است و همین مسئله روی قیمت خانه ها اثر می گذارد. خانه ای که نزدیک بزرگراه است، ارزش کمتری نسبت به خانه ای دارد که دور از بزرگراه است. هرگاه قیمت کالا یا خدمتی به سبب ویژگیهای محیط زیستی اش تغییر کند، می توان با تحلیل این تغییر قیمت، مقدار تمایل به پرداخت مردم را برای این ویژگیهای محیط زیستی تعیین نمود. 3- هر دو روش 1 و 2، روشهای غیرمستقیم هستند. روش سوم، روش مستقیم است. در این روش مستقیماً به مردم مراجعه می کنیم و از آنها می پرسیم که چقدر حاضرند بپردازند تا آلودگی صوتی کاهش یابد. این روش در سالهای اخیر به سبب انعطاف پذیری اش، مورد توجه فراوان اقتصاددانان محیط زیست قرار گرفته است. در حقیقت برای مطالعه هر خصوصیت محیط زیستی که بتوان به درستی آن را برای مردم توصیف کرد، می توان از این روش استفاده نمود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:31 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
1-2- اثرات آلودگی روی هزینه های تولید آلودگی هوا روی نرخ رشد چوبهایی که دارای ارزش تجاری هستند، اثر می گذارد. آلودگی آب نیز می تواند روی فعالیت شرکتهایی که از آب استفاده می کنند، اثر بگذارد. به عنوان مثال، اثر منفی آلودگی آب روی صنایع ماهی و شیلات. آلودگی خاک نیز می تواند تولیدات کشاورزی را تحت تأثیر قرار دهد. آلودگی در مکان کار نیز می تواند کارایی کارگران، ماشینها و ساختمانها را کاهش دهد. زیرا این آلودگی ها باعث تخریب و استهلاک ماشینها و ساختمانها می شوند. بنابراین، آلودگی از طرق مختلف، باعث بالا رفتن هزینه های تولید می شوند. 1-3- صدمات مواد برخی از این صدمات عبارتند از: اثر آلودگی هوا روی سطوح (پوشش)، سطوح مواد، سطوح ماشینها، سطوح سنگهای ساختمانها و مجسمه ها و سطوح رنگ شده و نظایر آن. این اثرات از طریق ترکیبات سولفور، اکسیدانها، اکسیدهای نیتروژن و نظایر آن ایجاد می شوند. اثر آلودگی روی مجسمه ها به سبب مسائل زیبایی شناختی آن (از بین بردن زیبایی مجسمه ها) است. افزایش این اثرات، باعث این می شوند که فعالیتهای نگهداری و جایگزینی بیشتر صورت گیرند. برای برآورد این اثرات، آزمایشات دوز-عکس العمل در آزمایشگاههای فیزیک انجام می شوند. سپس می شود برآورد کرد که سالانه، مواد به چه میزان تخریب می شوند. پس از آن می توان ارزش مقداری این تخریب را محاسبه کرد. به عنوان مثال، هزینه افزایش یافته نگهداری، نیروی کار، رنگ و نظایر آن. البته این برآوردها کمتر از مقدار صدماتی است که از طریق رویکرد WTP به دست می آید. اثرات زیبایی شناختی (روی ساختمانها و مجسمه ها) را باید از روش ارزیابی مشروط به دست آورد. نکته لازم به ذکر این است که روش هزینه نگهداری در صورتی کامل خواهد بود که آلودگی، تولیدکنندگان را مجبور کند که برای کاهش صدمات، مواد جدید را جایگزین کنند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 21:25 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
این مطلب، خلاصه یکی از کتابهاییه که این ترم در مورد اقتصاد محیط زیست خوندیم. تصمیم گرفتم هر بار یه مقدار از اون رو براتون روی وبلاگ بذارم تا شما هم با اقتصاد محیط زیست بیشتر آشنا بشین.
تحلیل هزینه – فایده: منافع منافع، برابر آن مقداری است که مردم تمایل به پرداخت آن دارند. این مقدار، به توزیع درآمد و در دسترس بودن اطلاعات بستگی دارد. حال سؤال این است که چگونه تمایل به پرداخت در موارد جداگانه برآورد می شود؟ برای کالاهای عادی بازار وجود دارد و کار بسیار ساده است. اما برای کیفیت محیط زیست، بازار خرید و فروش وجود ندارد. بنابراین، برای برآورد تمایل به پرداخت مردم در مورد محیط زیست، باید سراغ روشهای مستقیم و غیرمستقیم برویم. در این فصل به بررسی این روشها می پردازیم، بدون آنکه وارد جزئیات آنها شویم. 1- اندازه گیری مستقیم صدمات هنگامی که فسادهای محیط زیستی اتفاق می افتند، صدمات و خساراتی را ایجاد می کنند. بنابراین، می توان مستقیماً این نکته را دریافت که منفعت حاصل از بهبود کیفیت محیط زیست، به سبب کاهش صدمات ایجاد می شود. برای اندازه گیری تابع کامل انتشار صدمات، لازم است که مراحل زیر طی شوند: 1- اندازه گیری میزان پخش و انتشار 2- تعیین نتیجه این انتشار در کیفیت محیط 3- برآورد نمایش انسانی این انتشار 4- اندازه گیری برخوردها و صدمات (سلامتی، زیبایی شناختی و تفریحی) 5- برآورد مقداری این برخوردها و صدمات 3 مرحله اول، کار دانشمندان فیزیک است. رابطه میان انتشار و سطوح محیط را اغلب «مدلهای انتشار (۱)» می نامند. مرحله چهارم ارتباط کمی با اقتصاددانان دارد، ولی به طور خاص مربوط به دانشمندان بیولوژی و اپیدمولوژی است. برای برقراری رابطه میان مرحله سوم و چهارم، از توابع دوز-عکس العمل (۲) استفاده می شود. مرحله پنجم مربوط به اقتصاددانان است. در این قسمت برای فهمیدن چگونگی برآورد مستقیم سودهای محیط زیستی، به بیان چند رویکرد که در گذشته برای اندازه گیری مستقیم صدمات ایجاد شده اند، می پردازیم. 1-1- صدمات سلامتی برخی از مهمترین صدماتی که توسط آلودگی محیط زیست ایجاد می شود، بیماریهایی هستند که سلامتی بشر را به خطر می اندازند. به ویژه آلودگی هوا، نرخ مرگ و میر و میزان گسترش بیماری انسانها را افزایش می دهند. به عنوان مثال، بیماریهایی مانند برونشیت، آمفیزم، سرطان سینه و نظایر آن، به سبب آلودگی هوا ایجاد می شوند. بیماریهایی نیز که به سبب استفاده از آب آلوده ایجاد می شوند، سالانه میلیونها دلار هزینه ایجاد می کنند. نکته مهم این است که فاکتورهای مختلفی روی سلامتی انسان اثر می گذارند؛ مانند شکل زندگی، رژیم غذایی، فاکتورهای ژنتیکی، سن و مانند آن. بنابراین برای جدا کردن اثر آلودگی بر سلامتی باید همه عوامل را به حساب آورد. اپیدمولوژیستها برای برآورد این اثرات، آزمایشات زیادی را از طریق دادهای پنل انجام می دهند. اولین مطالعه مهم و اساسی در مورد رابطه میان آلودگی هوا و سلامتی انسان در ایالات متحده امریکا توسط لیو و سسکین در سال 1970 انجام شد. نتایج نشان می دادند که 1 درصد کاهش در آلودگی هوا، باعث 12/. درصد کاهش در نرخ مرگ و میر می شود. از طرق زیر می توان به رابطه میان آلودگی هوا و بیماریها پی برد: 1- روزهایی که افراد از کار خود غایب می شوند 2- روزهایی که افراد اثرات بیماری خود را می بینند (مانند هزینه های دارویی، مراقبتهای بیمارستانی، اورژانس و ...) کار اقتصاددانان بعد از این تحقیقات دوز-عکس العمل آغاز می شود. به عنوان مثال، یکی از راههای اندازه گیری مستقیم صدمات، برآورد میزان داروهایی است که به سبب بیماری افزایش یافته است و همچنین برآورد هزینه های دیگر مربوط به بیماری است. Diffusion Models(۱) (۲) Dose-Response |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:34 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
چكيده: يک برنامه ريزي توليد جريان برق به 2 دليل بسيار پيچيده است: اول، تعدد معيارهاي مختلف طبيعي (اقتصادي، محيط زيستي، اجتماعي و …) دوم، روشي که گروههاي مختلف اجتماعي اين معيارها را ارزيابي مي کنند. بنابراين بايد براي اين گونه تصميمات، برنامه ريزي هايي با معيارهاي مختلف و تصميم گيرنده هاي مختلف در نظر گرفت. براي حل اين مسئله 2 رويکرد وجود دارد . اولين رويکرد، رويکرد نئوکلاسيک است. در اين رويکرد همه معيارها به يک معيار پولي تقليل داده مي شوند. در حقيقت معيارهاي اجتماعي يا محيط زيستي، ارزش گذاري اقتصادي مي شوند. (مانند روش ExternE) هرچند تصميم گيرندگان، به دليل عدم اطمينان بسيار زياد ارزش گذاري پولي برخوردهاي محيط زيستي و سلامتي، کمتر جرأت مي کنند که به اين مقادير ارائه شده اتکا کنند. دوم رويکرد MCDM است. اين رويکرد يک تصميم گيري چند معياره است که تلاش مي کند معيارهاي مختلف را به سمت شاخصهايي براي همه نقش آفرينان در فرايند تصميم گيري مجتمع کند. اين رويکرد هر چند بسيار ذهني است، ولي بسيار واضحتر و انعطاف پذيرتر از رويکرد ارزش گذاري پولي است. در اين روش، ابتدا وزنهاي ترجيحي هر گروه اجتماعي با تجميع وزنهاي ترجيحي اعضاي گروه نسبت به هر معيار با استفاده از يک مدل برنامه ريزي هدف (GP) بدست مي آيند. وزنهاي ترجيحي فردي با روش AHP محاسبه مي شوند. در مرحله بعد با استفاده از يک مدل GP، وزنهاي ترجيحي کل جامعه نسبت به هر معيار با تجميع وزنهاي ترجيحي هر گروه اجتماعي نسبت به هر معيار بدست مي آيند. متن مقاله: |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 15:33 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
چكيده: صنايع تدريجا نسبت يه تعهدات اجتماعي و محيط زيستي محصولات و فعاليتهاي خود و اثرات مالي مرتبط با آن آگاهتر مي شوند. استفاده از تکنيکهاي حسابداري و ارزش گذاري محيط زيستي مي تواند عدم اطمينان را در اندازه گيري اين اثرات مالي نشان دهد."حسابداري محيط زيستي" به بيان کردن تعهدات اجتماعي و محيط زيستي به عنوان هزينه هاي محيط زيستي کمک مي کند. در حالي که سيستم حسابداري محيط زيستي هم اکنون يک بخش از تصميمات صنعتي را در کشورهاي جهان اول شکل مي دهد، ولي فقدان چنين سيستم مشابهي در آفريقاي جنوبي وجود دارد. مدل EEGECOST گسترش يافته است تا حسابداري محيط زيستي را در آفريقاي جنوبي رواج دهد.انجام دادن اين مدل، براي صنايع آفريقاي جنوبي چارچوبي براي ارزيابي سرمايه ها، پروژه ها و فرايندهاي مشترک جايگزين و تخمين کارايي محيط زيستي واقتصادي در حال و بويژه در آينده را فراهم مي کند. اين مدل، هزينه هاي محيط زيستي داخلي و خارجي را به 5 نوع هزينه شناخته شده تخصيص مي دهد و آنها را به چندين گروه مياني محيط زيستي رده بندي مي کند. متن مقاله: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:46 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||
|
|
|
|
|
اقتصاد محیط زیست٬ یک رویکرد مبتنی بر بازار برای دستیابی به یک (توسعه) اقتصادی پایدار است که از طریق روشهای جدید گرفتن مالیات و مشوقهای مالیالتی و سایر مکانیزمهای مبتنی بر بازار٬ رشد بلندمدت اقتصادی را همراه با برقراری تعادل زیست محیطی و عدالت اجتماعی ایجاد می نماید. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر به پیوند "تعریف اقتصاد محیط زیست" مراجعه نمایید.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 11:53 توسط دانشجويان اقتصاد محيط زيست دانشگاه علامه
|
|
||